Sunday, August 27, 2006

افشاي "جاعلان"

پدر اکبر محمدي : اکبر محمدي بر اثر شکنجه در گذشت
اينجانب محمد محمدي پدر زنده ياد اکبر محمدي ادعاي مسئولين قضايي و مسئولين زندان ايران مبني بر اينکه فرزندم اکبر محمدي بر اثر ايست قلبي در زندان در گذشته است را تکذيب ميکنم و آن را کذب محض و يک دروغ مي دانم اکبر من طبق استناد و شهادت هم بنديهايش در زندان درحال اعتصاب غذا همراه با شکنجه در گذشته است .اگرشما در رفتارتان صادق بوديد چرا از تحويل جنازه خودداري کرديد. چرا اجازه دفن در بهشت زهرا که خواسته پدرومادرش بودداده نشد وجنازه بدون اطلاع و اذن پدر و مادرش در امامزاده عبدا... (حومه آمل) غسل گرديده وعلي رغم وجود غسالخانه در محل دفن جنازه در جاي ديگري( امامزاده عبدا...) غسل داده شده ,فرماندار آمل با هماهنگي و همکاري مسئولين امنيتي بدون کسب هيچ اجازه ويا حتي هماهنگي کوچکي با خانواده اش در جاي دلخواهشان(زادگاهش روستاي عطايون چنگميان ) حفر قبرکرده وتنها هنگام دفن ،جنازه توسط خويشاوندانش رويت شده ، جنازه اي که ابتدا توسط پدرو مادرش ديده شده آثار کبودي زير پاها وروي دست ها نمايان بود ، پدر و مادرش پيراهن يکدست سفيدرنگي که بروي جنازه کشيده شده بود را باز کرده و شرکت کنندگان مراسم مشاهده کردند که چه به بر سر اکبر و جنازه اش آورده اند و حضار اظهار داشته اند که اگر سازمانهاي مدافع حقوق بشر يا کليه ارگانهاي آزاديخواه قصد تحقيق ياکسب اطلاع داشته باشند حاضرند شهادت دهند که بدن اکبر را چگونه مضروب و کبودي ديده اند وآثار ضرب وشتم برروي بدن اکبر مشاهده کرده اند . جنازه چنان تغيير کرده بود که مادرش با ديدن آن باورش نمي شد که جنازه اکبرش باشد واو تنها شباهتي به اکبر داشت اين مشاهدات حکايت از شکنجه وضرب ديدگي و بستن دست و پا با زنجير به تخت ميکندو هرگز اعلام فوت با ايست قلبي را تاييد نمي کند. کسي که 95کيلو وزن داشته چه شده که در مدت 8 روز،وزنش به 35کيلو تقليل پيدا کرده است. اکبر، آزاديخواهي که جرمش ابراز عقيده بوده آيا سزاوار است اوآنگونه تحت فشار قرار گيرد که مجبور به اعتصاب غذا شود ووحشيانه ضرب و شتم شده و دکترش بجاي دارو با نواختن سيلي به گوشش از او پذيرايي کند و سربازان نگهبان بهداري زندان به وي حمل ورشوند وي را زير کتک بگيرند
اينجانب پدر اکبر محمدي به همراه مادرش تقاضاي کالبد شکافي فرزندم را براي تعيين علت مرگ فرزندم از نهادهاي حقوق بشري و جهاني دارم و تقاضاي عاجزانه دارم که براي کشف حقيقت و روشن شدن واقعه اين قتل عمد دست به کار شوند ونگذارند خون اکبر پايمال شده و حق و حقوقش تضييع شود.
محمد محمدي
پدر زنده ياد اکبر محمدي
دوم شهريور يکهزارو سيصدوهشتاد و پنج





افشاي "جاعلان"

در پي افشاي "جعل حديث" انجام شده توسط مهم ترين روزنامه حامي دولت – کيهان – ديروز سايت دولتي "نوسازي" در توجيه اين رسوايي اقدام به انتشار توضيحي محيرالعقول کرد. با هم، توضيح چاپ شده در "نوسازي" و نيز حديث جعل شده در کيهان را مرور مي کنيم.

توضيح نوسازي:

"همزمان با مبارزات حزب الله لبنان و پيروزي مقاومت اسلامي؛ سيد حسن نصرالله دبير کل اين حزب در افکار عمومي جهانيان، چهره‌اي شناخته‌تر و محبوب‌تر از قبل پيدا کرد. چنانچه در مصر سيد حسن نصر الله يکي از سه شخصيت برتر و محبوب مردمي شناخته شد. اين امر باعث شد تا برخي از دشمنان تاريخي اسلام و تشيع در اقدامي مسبوق به سابقه اقدام به جعل و انتشار حديثي جعلي کنند. اين حديث در روزهاي ابتدايي درگيري نظاميان رژيم صهيونيستي و رزمندگان حزب الله مطرح شده و علاوه بر سايت‌هاي اينترنتي و ايميل هاي بي‌هدف به صورت پيام هاي کوتاه تلفن همراه نيز در سطح وسيعي پخش شد..."

جعل کيهان:

"از رسول الله (ص) است و در جلد 9 بحارالانوار صفحه 283 آمده است، «ابن عساكر» از منابع معتبر اهل سنت نيز همين حديث را به همين شكل نقل كرده است: مردي بر دروازه هاي قدس نبرد مي كند، داراي بصيرت و بينش عميق است، خدا به دست او دشمن را شكست مي دهد. او از من است و من از او هستم. نام او «نصر» است و از اين روي «نصر» ناميده مي شود كه خدا او را نصرت- پيروزي- مي دهد..."

بدين ترتيب، مطابق توضيح هواداران دولت آقاي احمدي نژاد در سايت نوسازي، مقصر جعل حديث صورت گرفته توسط کيهان، نه هواداران دولت، که "برخي از دشمنان تاريخي اسلام و تشيع" [بدون توضيح و بيشتر در مورد هويت دقيق تر اين دشمنان] بوده اند. آموزنده است که همزمان با چاپ توجيه فوق، سايت "کتاب نيوز" نيز خبري را به چاپ رسانده که روشن مي سازد حديث جعل شده، در کيهان در خبرگزاري محافظه کار "فارس" نيز منتشر شده است.

اين در حالي است که پذيرش ادعاي سايت نوسازي مبني بر اين که منبع اوليه انتشار حديث جعلي، "دشمنان" ناشناخته بوده اند، با يک ابهام جدي مواجه است: اين که چگونه مهمترين روزنامه حکومتي ايران و نيز يک خبرگزاري سراسري محافظه کار، در پي دريافت يک حديث ساختگي [حديثي که هر کس آشنايي محدودي با حديث هاي شيعه داشته باشد، در نگاه اول در درستي آن شک مي کند] آن هم از طريق "ايميل هاي بي‌هدف!" يا "پيام هاي کوتاه تلفن!" بدون هيچ تحقيقي اقدام به انتشار آن در تيراژ وسيع کرده اند؟ لازم به يادآوري است که مثلا سايت "اخبارالمقاومه الاسلاميه في اللبنان" متعلق به هواداران حزب الله لبنان – که قاعدتاً بايد بيش از ديگران از وجود چنين روايتي استقبال مي کرد – پس از دريافت پيام يکي از خوانندگان خود راجع به حديث مورد بحث پاسخي صريح داد که ترجمه فارسي آن از اين قرار است: "عذر مي خواهيم برادر گرامي، اما اين حديث در بحارالانوار موجود نيست..."

اخيراً آقاي الهام سخنگوي دولت، در نامه اي به دادستان عمومي و انقلاب تهران خواستار برخورد قوه قضاييه با رسانه هايي شده اند که عليه دولت اخبار "دروغ" منتشر مي کنند. جا دارد از آقاي الهام و دولت متبوعشان دو سوال مختصر پرسيده شود:

1- آيا ايشان پي گير اين هستند که با رسانه هاي منتشر کننده مطالب "دروغ" در مورد پيامبر اسلام هم، مانند رسانه هاي (به ادعاي ايشان) دروغ پرداز عليه آقاي احمدي نژاد "برخورد قانوني" صورت گيرد؟

2- اگر رسانه هاي منتقد، شاهکارهاي هواداران دولت آقاي احمدي نژاد در انجام اقداماتي در حد جعل حديث را مورد افشا و انتقاد قرار دهند، آيا اين افشاگري ها هم "تضعيف دولت" و مستحق برخورد قضايي محسوب خواهد شد؟

Monday, August 14, 2006

شكايت خانواده اكبر محمدي

خانواده اكبر محمدي از سازمان زندان‌‏ها به دادسراي جنايي تهران شكايت كرد
خانواده اكبر محمدي، دانشجوي زنداني كه در زندان اوين فوت كرد، از سازمان زندان‌‏ها به دادسراي جنايي تهران شكايت كردند. نعمت احمدي، وكيل خانواده اكبر محمدي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب،‌ ‏گفت: صبح امروز به دادسراي جنايي تهران مراجعه كردم و شكايت خانواده موكلم را به استناد ماده 27 آيين‌‏نامه سازمان زندان‌‏ها -كه بر اساس آن حراست از جان زنداني بر عهده سازمان زندان‌‏هاست- و نيز مسوولان بهداري و بندي كه اكبر محمدي در آن زنداني بود را تقديم اين دادسرا كردم كه پرونده مزبور به شعبه دوم بازپرسي اين دادسرا ارجاع شد و بازپرس اصغرزاده نيز ضمن اينكه شكوائيه را پذيرفت، دستورات لازم را صادر كرد.وي افزود: ما در شكوائيه خود از مسوولان سازمان زندان‌‏ها، مسوولان بهداري زندان اوين و مسوولان بندي كه موكلم در آن زنداني بود، طرح شكايت كرده‌‏ايم.


ديدار اعضاي شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران با منصور اسانلو
ادوارنيوز : تعدادي از اعضاي شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران عصر روز گذشته با حضور در منزل منصور اسانلو با وي ديدار کردند . در اين ديدار که يک روز پس از آزادي رييس هيات مديره سنديکاي شرکت واحد تهران برگزار مي شد آقايان عبدالله مومني، رضا کفشکنان، مريم شباني، مهدي اميني زاده و تعدادي ديگر از اعضاي سازمان حضور داشتند، حاظران از تلاش هاي رييس هيات مديره سنديکاي شرکت واحد تهران در انسجام فعاليت هاي جنبش کارگري در ايران قدرداني کردند . در اين ديدار همچنين دکتر پرويز ورجاوند و آقاي زعيم از اعضاي جبهه ملي ايران و اعضاي سازمان غيردولتي جامعه مدني سبز ايران حضور داشتند .

Saturday, August 12, 2006

مراسم بزرگداشت اكبر محمدي لغو شد

درحاشيه ي آيين يادبود اکبر محمدي
دستگيري تعدادي و حضور گسترده ماموران با يونيفورم و لباس شخصي
19 مرداد1385 بعد ازظهر ديروز ، پنج شنبه 19/5/85،
در ساعت پنج وسي دقيقه تعداد 50 تا 60 نفر براي شرکت در آيين يادبود زنده ياد اکبر محمدي درمحل تعيين شده براي اين آيين، مسجدالنبي، واقع درخيابان کارگر شمالي حضور يافتند. پيشتر به نقل از مراکز مسؤل گزارش شده بود که اين برنامه لغو شده است اما مادر و پدر اکبر محمدي که درتاريخ دوشنبه 9/5/ 85، پس از 10 روز اعتصاب غذا در زندان اوين جان باخت بود، بر برگزاري اين مراسم پاي فشرده و اعلام کرده بودند که در محل حاضر خواهند شد.تقريبا به تعداد تجمع کنندگان ماموران نيروي انتظامي و لباس شخصي در محل حضورداشتند. از خانواده ي زنده ياد اکبر محمدي در محل خبري نبود. گفته شده است که آنها در راه با مانعي جدي رو در رو شده اند. افراد حاضر به طور پراکنده در جلو مسجدالنبي ، کنار خيابان يا درمجاورت ايستگاه هاي اتوبوس تجمع کرده بودند و در انتظار روند تحولات اوضاع بودند. درست در وقت شروع آيين، در مسجد قفل شد و ماموران از خيابان جنوبي مسجد به جلو در آن هجوم بردند و بدون اينکه سعي در متوقف کردن جمعيت داشته باشند تعدادي را در خودرو استيشني که در سمت مقابل مسجد توقف کرده بود سوار و از محل دور کردند. سپس ماموران ،به ويژه لباس شخصي ها در کنار خيابان با آرامش ، اما با حالتي توهين آميز پشت سر افراد حرکت کرده و گهگاه برخي را بازداشت و با خوروهاي خود مي بردند. تاساعت شش وبيست دقيقه ،ماموران ، بدون برخورد خشونت آميز، تعداد 30تا40 نفر رابازداشت و از محل بيرون بردند. پس از آن شمار بسيار کمي از افراد در خيابان مانده بودند، اما ماموران دولت مهرورزي همچنان در تعقيب افراد بودند و افرادي را که درخيابان ايستاده و حرکت نمي کردند خود مي بردند. ازمحل انتقال بازداشت شدگان يا چگونگي تداوم رخدادها اطلاعي دردست نيست.









داستان دنباله دار ِ كارشكني ها
مراسم بزرگداشت اكبر محمدي لغو شد
پس از ربايش پدر و مادر اكبر محمدي در بازگشت از تركيه در فرودگاه مهر آباد و كت بسته منتقل كردنشان به شهر آمل، ودر مرحله بعدي، بي درنگ به زير خاك بردن ِ جسد ِ كبود شده ي فرزند مبارزشان اكبر در ده ِ دورافتاده اي به نام چنگه ميان، و سپس جلوگيري از ورود فعالين سياسي و دانشجويي به شهر آمل براي شركت در مراسم يادبود اكبر، حالا نوبت رسيده به لغو مجوز برگزاري مراسم بزرگداشت او، كه قرار بود عصر روز پنجشنبه در مسجد النبي در امير آباد شمالي در تهران برگزار شود.خبر لغو مراسم بوسيله ي SMS در بين دوستان و آشنايان رد و بدل مي شود. براي روشن شدن ماجرا از راهنماي تلفني ِ 118 شماره تلفن مسجد النبي را مي گيرم و به آنجا تلفن مي زنم. مردي گوشي را بر مي دارد و در پاسخ به سوال من درباره ي برگزاري مراسم بزرگداشت اكبر محمدي مي گويد مراسم روز پنجشنبه لغو شده است. او توضيح ديگري نمي دهد و تماس را قطع مي كند. به يكي از دوستان ساكن امير آباد شمالي تلفن مي زنم و از او مي خواهم برود به مسجد النبي، ببيند آيا مراسمي چيزي در آنجا برقرار است يا نه؟ ساعتي بعد او بر مي گردد و به من خبر مي دهد كه خير، خبري نبود و قرار نيست در آن مسجد مراسم اعتكاف برگزار شود. به اين ترتيب معلوم مي شود كه خبر خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي (ايرنا) و سايت حكومتي ِ بازتاب دروغ محض است.به خانواده ي محمدي در آمل تلفن مي زنم. آنها هم خبر لغو مراسم را شنيده اند. پدر داغدار خانواده گوشي را از منوچهر مي گيرد و با لحن دردمندانه اي مي گويد امروز ظهر ( چهار شنبه) فردي به نام "منفرد" كه خودش را معاون دادستان آمل معرفي كرده به منزل شان تلفن زده و با لحن هشدار آميزي گفته است منوچهر به همراه پدرش بايد فردا صبح در دادستاني آمل حاضر شوند. آنطور كه از صحبت هاي پدر خانواده ي محمدي متوجه شدم، گويا قرار بوده منوچهر براي تمديد مدت مرخصي اش روز شنبه به دادستاني آمل مراجعه كند، اما به دليل در پيش بودن مراسم بزرگداشت اكبر در تهران، دادستاني با ترفند ديگري، تاريخ مراجعه آنها را جلوتر انداخته تا خانوده ي محمدي نتوانند براي شركت در مراسم اكبر به تهران بيايند.پس از مكالمه با پدر محمدي، يكي ديگر از بستگان خانواده گوشي را مي گيرد و مي گويد هرطور كه شده باشد خودمان را مي رسانيم به تهران. جانمان را به لب رسانده اند، عزيزمان را كشته اند اما هنوز ول كنمان نيستند!او كه خيلي عصباني بود داشت مي گفت همراه خودم پيت نفت مي آورم، اگر نگذارند بياييم تهران، آتش مي زنم خودم را، كه تلفن قطع مي شود، يا بهتر است بگويم تلفن چي ها ارتباط را قطع مي كنند.چند بار ديگر شماره ي منزل شان را مي گيرم اما پيغام هاي جورواجور مانند: اين شماره اشغال است، شماره ي مورد نظر در شبكه وجود ندارد، لطفا بعدا تماس بگيريد پخش مي شود. جالب اينجاست كه اين پيغام ها عموما بايد براي ارتباط هاي تلفن همراه پخش شود و نه براي تلفن ثابت! بگذريم.بلاخره بعد از چندين بار تلاش، موفق مي شوم دوباره تماس را برقرار كنم. پدر داغدار خانواده كه مي بيند حتي اجازه ي برگزاري مراسم بزرگداشت براي فرزندش به او داده نمي شود دردمندانه مي گويد بايد اينبار نامه بنويسيم خطاب به سران سازمان كنفرانس اسلامي و شكايت ببريم از جمهوري اسلامي به آنها و بگوييم بهشان كه به داد ما مسلمان ها برسند، كه حتي نمي توانيم براي عزيز ِ از دست رفته مان در مسجد شهرمان مراسم ختم برگزار كنيم! بيايند به داد ما برسند آخر!و دوباره مكالمه قطع مي شود.با خود مي انديشم حكومتي كه ابرقدرت هاي جهان را تهديد به نابودي مي كند مي بايست به چه ميزاني از دلهره و هراس افتاده باشد كه شبانه، خبرنگار خبرگزاري اش را مي فرستد به مسجد النبي تا خبر فوري و فوق العاده مهم ِ لغو مراسم بزرگداشت دانشجوي مبارز اكبر محمدي را از هيئت امناء آن مسجد دريافت و به سراسر جهان مخابره كند تا نكند گروهي از دوستان و آشنايان ِ آن مرحوم در مسجد جمع بشوند و ناله سر دهند!




Thursday, August 10, 2006

اسانلو با قرار وثيقه آزاد شد

اسانلو با قرار وثيقه 150 ميليون توماني آزاد شد
رييس هيات مديره تشكل موسوم به سنديكاي كارگران شركت واحد ، دقايقي پيش با قرار وثيقه آزاد شد.به گزارش خبرنگار ايلنا, منصور اسانلو كه در تاريخ 1/10/84 به دنبال نا آرامي‌‏هاي شركت واحد و اعتراض كارگران اين شركت به مركز صنفي خود بازداشت شده بود، ساعت 15:30 بعد از ظهر امروز 18/5/85 با قرار 150 ميليون تومان آزاد شد.سعيد ترابيان ، يكي ديگر از فعالين اين تشكل با بيان اين مطلب ، گفت‌‏: اتهام اسانلو هنوز مشخص نيست ، ولي سرانجام با موافقت شعبه 14 دادسراي انقلاب، وي آزاد شد. وي ، روحيه اسانلو را در زمان آزادي خوب توصيف كرد و افزود: اسانلو هم اكنون در حال عزيمت به منزل است. ترابيان، يادآور شد‌‏: بيشتر فعالين شركت واحد به اتهام ترويج عليه نظام و تشويش اذهان عمومي تحت تعقيب بودند




نگراني زندانيان سياسي از وضعيت احمد باطبي
جسم نيمه جان و ناتوان اکبر محمدي را که در شکنجه گاههاي توحيد ، زير شکنجه به اين وضع و حال در آورده بودند، دوباره به زندان برگرداندند. او نيز بدليل اينکه صدايش به جايي نرسيد، مجبور شد تا به اعتصاب غذا ، اين آخرين سلاح زندانيان متوسل شود.پيش از آنکه اتفاق ناگوار بيفتد با صدور اعلاميه اي از مجامع حقوق بشر و آزادي خواهان خواستيم که براي دفاع از حقوق اکبر بپاخيزند، در غير اينصورت تراژدي زهرا کاظمي تکرار خواهد شد. متأسفانه به اخطار ما توجهي نشد و تلخ کامانه، آن تراژدي تکرار شد. اگر چه پس از شهادت آن اسطوره جنبش دانشجويي نيز نشنيديم که اتحاديه اروپا که ادعاي طرفداري او از حقوق بشر گوش فلک را کر کرده است، حتي يک اطلاعيه خشک و خالي در محکوميت کشتن اکبر محمدي بدست جمهوري اسلامي صادر نمايد.
گويا حفظ منافع اقتصادي بر حقوق بشر ترجيح دارد.
اينک اما دوست ديگرمان احمد باطبي که او نيز بدليل شکنجه هاي زندان توحيد در 18 تير ماه 78 به انواع امراض جسمي دچار شده است، در اعتراض به بازداشت مجددش توسط وزارت اطلاعات بيش از 10 روز است که در سلول انفرادي زندان اوين (بند 209) در اعتصاب غذا بسر ميبرد، و بنا به گزارش رسيده از وضعيت خوبي برخوردار نيست گويا اينبار مي بايست به جامعه براي جلوگيري از تکرار تراژدي اکبر محمدي در مورد احمد باطبي هشدار دهيم. مثل اينکه همگان منتظرند تا احمد نيز بميرد و پس از آن واکنش نشان دهند
ايران ، 15 امرداد 1385
زندانيان سياسي زندانهاي اوين ،رجايي شهر ، بندر عباس ، اصفهان
اسامي زندانيان سياسي
حشمت ا... طبرزدي ، منوچهر محمدي ، بهروز جاويد تهراني ، محمدرضا خوانساري ، مهرداد لهراسبي ، ارژنگ داوودي ، خالد هرداني ، امير حشمت ساران ، ولي ا... فيض مهدوي ، اسد شقاقي ، خليل شالچي ، افشين باايماني ، سيامک پورزند ، هاشم شاهين نيا ، شاهين آريا نژاد ، شهرام پور منصوري ، جعفر اقدامي ، عبدالرضا رجبي ، حيدرقلي سلطاني ، محمد نيکبخت ، ناصر خيراللهي ، ابراهيم مؤمني ، اميد عباسقلي نژاد ، حجت بختياري ، ماشاء ا... عباسي زاد ، بابک دادبخش ، حميد محمدي ، امير پرويزي كمپين آزادي براي احمد باطبي





بينا داراب زند : عليرغم هشدار مسئول بهداري زندان اوين، اکبر محمدي به دستور رئيس زندان به بند منتقل شد
روز دوشنبه بينا داراب زند فعال سياسي پس از دو سال حبس از زندان آزاد شد. او از همبندان اکبر محمدي در زندان اوين بود که به گفته برخي به طرز مشکوکي جان سپرد. بينا داراب زند در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: اکبر محمدي بر مبناي توصيه پزشک قانوني دو سال پيش مرخصي نامحدود گرفت براي اين که در درون زندان با بيماري هايي که داشت نمي توانست سر کند و سئوال ما اين است که به دستور چه کسي ايشان را به طور غيرقانوني و با اعتراضي که داشت به زندان برگرداندند. يکشنبه که وارد اعتصاب غذا شد، پنجشنبه سه بار حالش به هم خورد در بند و ما او را به بهداري منتقل کرديم تا بار سوم ايشان را بستري کردند و يکشنبه که برگرداندنش، خودش گفت شنبه شب يک آنفکتوس داشته در بهداري و رئيس بهداري به مديريت زندان هشدار داده بود ايشان اگر به شرايط ايشان پاسخ ندهيد، خواه ناخواه با يک جنازه روبرو خواهيم بود که مديريت دستور مي دهد به بند برگردانيدش و بگذاريد همانجا بميرد. آقاي داراب زند شايعه ها مبني بر مسموم شدن اکبر محمدي را تکذيب مي کند.






اين نامه از سوي سميه بينات همسر آقاي احمد باطبي زنداني سياسي در ايران براي شوراي حقوق بشر سازمان ملل نوشته شده است
رياست محترم شوراي حقوق بشر سازمان مللهمانگونه که احتمالا مستحضريد؛
احمد باطبي دانشجويي که در سال 78 در ماجراي حمله به کوي دانشگاه تهران بازداشت شد و حکم اعدام اوليه از سوي قوه قضاييه ايران براي وي صادر شد و در نهايت در دادگاه تجديد نظر به 15 سال حبس قطعي محکوم شد. پس از گذراندن 6 سال از دوره محکوميت به علت آزار و شکنجه در زندان، مشکلات جسماني فراوان و بيماري هاي کليوي، نخاعي و گوارشي براي وي به وجود آمد و پزشکان معالج احمد باطبي با آزمايشهاي فراوان به اين نتيجه رسيدند که ادامه حبس احمد باطبي ، عوارض وخيمي براي وي تا حد فلجي و مرگ به دنبال خواهد داشت. بنابراين احمد باطبي به مرخصي استعلاجي فرستاده شد تا به مدواي خود بپردازد.
متاسفانه در تاريخ 7/5/85 عده اي ناشناس و مسلح پس از بازرسي کامل منزلمان، احمد باطبي را بازداشت کردند و به مکان نامعلومي منتقل کردند. همسرم اعلام کرد که از همان لحظه بازداشت اعتصاب غذا خواهد کرد. تلاشهاي من و وکيل وي تاکنون براي مشخص شدن وضعيتش و ملاقات و يا تماس تلفني با او بي نتيجه مانده است. با توجه به وضعيت جسماني احمد باطبي به شدت نگران وي هستم. لازم به ذکر است، در هفته گذشته اکبر محمدي که او نيز در حادثه حمله به کوي دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت شد و وضعيت مشابه همسرم را داشت، بعد از 9 روز اعتصاب غذا در زندان اوين درگذشت. از اين رو با عنايت به شرايط وخيم جسماني احمد باطبي و بيماري هاي متعدد او به شدت نگران وضعيت او هستم و بيم آن مي رود که او نيز به سرنوشت اکبر محمدي دچار شود و در اثر اعتصاب غذا جان بسپرد. اين نامه را در حالي براي شوراي حقوق بشر سازمان ملل مي نويسم و از اين شورا درخواست کمک مي کنم که پس از 9 روز پيگيري، مراجعه به زندان اوين و دادگاه انقلاب و نگاشتن نامه به مراجع قضايي ايران، هنوز هيچ پاسخي دريافت نکرده ام و از سرنوشت او خبر ندارم . به گونه اي که در زنده بودن وي دچار ترديد شده ام. از شوراي حقوق بشر سازمان ملل که تشکيل آن اميد تازه اي براي پيگيري موثر تر روند حقوق بشر در کشور هاي نقض کننده اين حقوق به ما داده است ، درخواست مي کنم که پرونده حقوق بشر ايران، در مورد احمد باطبي را در دستور کار خود قرار داده ، و براي آگاهي از وضعيت او هيئتي را به ايران اعزام کند و خواستار آن شود تا مطابق با موازين حقوق بشر با وي برخورد شود و احمد باطبي بتواند از حقوق اوليه که حق هر انساني است برخوردار شود و در بيرون از زندان به درمان بيماري هايش که محصول دوران زندان است بپردازد.
با احترام
سميه بينات همسر احمد باطبي، دانشجوي زنداني از سال 78 تا کنون15/5/85
رونوشت به
تمامي سازمانهاي حامي حقوق بشر
خبرنگاران بدون مرز
سازمان جهاني ديدبان حقوق بشر
سازمان جهاني عفو بين الملل
گروههاي فعال ايراني حقوق بشر در اروپا و آمريکاي شمالي







کانون نويسندگان در بيانيه خود به مناسبت آغاز پنجمين سال زنداني شدن ناصر زرافشان خواستار آزادي وديگر زندانيان سياسي شده است
دراين بيانيه آمده است : "چهار سال از زنداني شدن ناصر زرافشان، عضو کانون نويسندگان ايران و يکي از وکلاي مدافع خانواده‌‏هاي قربانيان قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي گذشت. کانون نويسندگان ايران که در جريان اين قتل‌‏ها دست‌‏کم دو تن از اعضاي برجسته‌‏اش - محمد مختاري و محمدجعفر پوينده- جان باختند، همواره اعتراض شديد خود را به اين حکم اعلام داشته و خواهان آزادي سريع زرافشان است." کانون نويسندگان ايران همچنين با اشاره به بازداشت برخي فعالان دانشجويي و فعالان دانشگاهي و سياسي، خواستار آزادي همه زندانيان سياسي شده است.
پيش از اين جمعي ازياران زرافشان نيز در آستانه پنجمين سالگرد زنداني شدن وي بيانيه اي صادر کرده بودند. دراين بيانيه آمده بود : "ما پس از گذشت اين چهار سال و مرور وقايع و بررسي رفتارهاي قوه قضاييه با ايشان مانند هميشه بر اين يقين استوار شده ايم که زرافشان قرباني افشاي حقيقت بوده و تنها جرم او آزاد انديشي است. در تمام مدت چهار سال و اندي گذشته، در زندان نگه داشتن ايشان خلاف قانون و اصول انساني بوده، لطمه به حيثيت اجتماعي مردم ما و حقوق بشر به حساب مي آيد. بدين ترتيب، ما همچنان خواهان آزادي بدون قيد و شرط و فوري همه زندانيان سياسي و عقيدتي به ويژه ناصر زرافشان هستيم. پايداري و روحيه آزاديخوهانه آنان براي ما قوت قلبي است تا بر خواست بر حق خود پا بفشاريم."


Tuesday, August 08, 2006

فشار به خانواده زندانيان سياسي


مجلس ترحيم اکبر محمدي پنجشنبه در تهران برگزار مي گردد
مجلس ترحيم و بزرگداشت اکبر محمدي دانشجوي زنداني پنجشنبه اين هفته به دعوت خانواده وي در مسجد النبي تهران برگزار مي گردد. به گزارش خبرنگار ادوارنيوز اين مجلس ترحيم روز پنجشنبه 19 مرداد از ساعت 5:30 الي 7:30 در مسجد النبي تهران واقع در خيابان امير آباد شمالي و با حضور پدر و مادر اکبر محمدي و فعالان سياسي و دانشجويي برگزار خواهد گرديد.





فشار به خانواده زندانيان سياسي ادامه دارد / فعالين در زندان، خانواده ها در تهديد
پس از بازداشت پدر و مادر اکبر محمدي در فرودگاه مهر آباد و دفن اکبر محمدي بي سر و صداي اکبر محمدي، تهديد همسر احمد باطبي توسط اعضاي وزارت اطلاعات، منوچهر محمدي برادر اکبر نيز به گفته نزديکان اين خانواده روز گذشته مجددا بازداشت شد تا مراسم بزرگداشت اکبر محمدي در تهران برگزار نشود. همچنين روز گذشته پدر و مادر پير رضا عباسي، دانشجوي زنداني در زنجان نيز براي دومين بار از زمان بازداشت فرزندشان به اداره اطلاعات زنجان احضار شدند و از آنها خواسته شد از هرگونه مصاحبه و اطلاع رساني خودداري کنند. ديگر خبرهاي انتشار يافته در هفته هاي اخير نيز از افزايش فشار بر خانواده زندانيان سياسي، عقيدتي خبر مي دهد. شايد در همين راستاست که خانواده رامين جهانبگلو از هنگام بازداشت او در سه ماه پيش تا به حال از هرگونه اظهار نظر و حتي گرفتن وکيل براي او امتناع مي کنند.
تهديداتي که عمل شد
يک روز بعد از مرگ مشکوک اکبر محمدي در زندان اوين، هنگامي که پدر و مادرش از ترکيه به فرودگاه مهرآباد تهران وارد شدند، علاوه بر نزديک به دويست نفر از دوستان فرزندانشان، ماموران نيز انتظار آنها را مي کشيدند. محمد محمدي پدر و گلجهان اشرف پور مادر اکبر محمدي پيش از آنکه اجازه خروج از سالن فرودگاه را پيدا کنند توسط ماموران بازداشت و از در ديگري از فرودگاه به ماشينهاي ماموران منتقل شدند. آنها را شبانه به آمل بردند تا جنازه فرزندشان را تحت تدابير شديد امنيتي در گورستان يکي از روستاهاي اطراف آمل بدون حضور فرزند ديگرشان دفن کنند.
نسرين محمدي خواهر اکبر در مصاحبه اي با راديو فردا ساعتي بعد بازداشت والدينش گفت: "مادرم اينها وقتي رسيدند به فرودگاه مثل اينکه وزارت اطلاعات از در پشتي خانواده من را مي‌برد بيرون و مادرم زنگ زده بود به دائي يک دقيقه با او صحبت کرده بود و گفته بود هشت ماشين وزارت اطلاعات به زور اينها را مي‌خواهند ببرند آمل، چون دائي‌ام گفته بود که جلوي در اصلي فرودگاه منتظر آنها بودند و جمعيت زيادي آمده بودند به استقبال... بعد از آن نه ما توانستيم با پدر ومادرم تماس بگيريم نه دائي‌ام... مامان در آن لحظه که با دائي‌ام صحبت کرده بود، گفته بود دارند به زور ما را مي‌برند با هشت تا ماشين وزارت اطلاعات".
در حالي که به گفته رضا محمدي والدينش خواهان کالبد شکافي فرزندشان و حضور منوچهر در مراسم تدفين اکبر بودند، ماموران "جنازه اکبر را به شصت کيلومتري آمل بردند ... و او را دفن کردند". جمال کريمي راد وزير دادگستري و سخنگوي قوه قضاييه ولي يک روز بعد بازداشت خانواده اکبر محمدي را تکذيب کرد و گفت: "آنها بازداشت نشده بودند".
اين در حالي است که تيرماه سال 82 و به دنبال قتل زهرا کاظمي خبرنگار کانادايي ايراني الاصل در زندان اوين،درحالي که مادر پير او در ايران و فرزندش استفان در کانادا خواهان انتقال جنازه به کانادا و کالبد شکافي و تحقيقات در اين باره بودند، جنازه او نيز دچار همين سرنوشت شد و تنها با هدايت تحت الحفظ مادرش توسط ماموران در گورستاني در شيراز دفن شد.
منوچهر محمدي برادر ديگر اکبر که از زمان فاجعه کوي دانشگاه تاکنون در زندان به سر مي برد پس از تدفين برادر از زندان مرخص شد، اما روز گذشته برخي از نزديکان خانواده اش اعلام کردند که ماموران اطلاعات مازندران با مراجعه به منزل ايشان بارديگر او را بازداشت و تحويل دادستان آمل دادند. نزديکان خانواده محمدي مي گويند مقامات امنيتي پيشتر به خانواده او هشدار داده بودند که از مصاحبه با رسانه ها بپرهيزند و از برگزاري مراسم در تهران براي فرزندشان خودداري کنند.نزديکان خانواده محمدي ديروز گفتند ماموران به دنبال انتشار نامه خانواده محمدي درباره مشاهده آثار شکنجه بر جنازه فرزندشان و تدارک براي برگزاري مراسمي در تهران، تهديد قبلي خود مبني بر بازداشت منوچهر محمدي را عملي کردند.
و تهديدها ادامه دارد
اين تنها مورد تهديد خانواده زندانيان سياسي و عقيدتي نيست. چند روز پيش سميه بينات همسر احمد باطبي نيز خبر داد که به دنبال بازداشت مجدد باطبي و اعتراضش به اين روند، مامورات وزارت اطلاعات با او تماس گرفته و تهديدش کرده اند که نبايد درباره وضعيت احمد باطبي با رسانه ها سخن بگويد. سميه بينات که چهارشنبه پيش در مراسم سازمان ادوار تحکيم وحدت به مناسبت در گذشت اکبر محمدي سخن مي گفت تاکيد کرد: "حق من است كه بدانم همسرم كجاست، و آخرين خبري كه از احمد گرفتم امروز تماس وزارت اطلاعات بود و تهديد و احضار من كه چرا مصاحبه مي كنم، چرا فرياد مظلوميت شوهرم را دارم به گوش جهان مي رسانم. من چيزي براي از دست دادن ندارم. دو روز قبل از اينكه من عازم شهرستان بشم براي گذراندن طرح دندانپزشكي ام به داخل خانه من ريختند و همسر من را بدون دليل بعد از يك سال و نيم بازداشت كردند و بعد از 5 روز اعتصاب غذاي احمد هيچ جوابي به من نمي دهند". همسر احمد باطبي با تاکيد بر اينکه "موظفند كه به خانواده احمد جواب بدهند" از فشار اطلاعات بر خود پرده برداشت و گفت: "امروز وقتي وزارت اطلاعات به من زنگ زد و تهديد و احضار كرد،فقط جواب دادم، من ديگه چيزي براي از دست دادن ندارم. شوهر من را گرفتيد زندگي من رو گرفتيد ، طبابت من را گرفتيد، خود من را هم بگيريد".
اخبار منتشره ديگر نيز تشديد فشار برخانواده دانشجويان زنداني و ساير زندانيان سياسي توسط بعضي مراکز و نهادها را تاييد مي کند. ادوارنيوز ديروز خبر احضار پدر و مادر پير رضا عباسي دانشجوي زنداني در زنجان رابه اداره اطلاعات منتشر کرد. به نوشته اين سايت خبري "در حالي که رضا عباسي پنجاهمين روز بازداشت خود را در قرنطينه زندان مرکزي زنجان در بلاتکليفي سپري مي کند پدر و مادر پير او به اداره اطلاعات زنجان احضار شده اند". نزديکان به اين خانواده نيز مي گويند که آنها ديروز براي دومين بار از زمان بازداشت فرزندشان در اداره اطلاعات زنجان حاضر شدند. در همين حال ادوارنيوز تاييد کرد که "در مدت بازداشت رضا عباسي پدر و مادر او بارها بوسيله تلفن از طرف ماموران اطلاعاتي مورد سئوال و جواب قرار گرفته اند".
ماموران در صحبت هاي خود غالبا ضمن بدگويي از فعالين آذربايجان در زنجان به خانواده عباسي در مورد اطلاع رساني سايت هاي اينترنتي و مطبوعات استان هشدار داده اند."آنها ضمن منع اين خانواده نسبت به هر گونه تماس با رسانه ها و سازمان هاي حقوق بشري پس از اختيار وکيل براي رضا عباسي، خانواده عباسي را تهديد به ادامه بازداشت وي کرده اند".
البته اين فشارها تنها از سوي نهادهاي امنيتي نيست.ديروز پس از مراجعه خانواده رضا عباسي به دادگاه زنجان، قاضي مربوطه هم از ثبت نامه ايشان خودداري کرد و براساس خبر ادوارنيوز"به خانواده عباسي گفت تنها در شرايطي نامه شما را خواهم پذيرفت که در آن نامه صراحتا قيد کنيد که براي اولين بار به دادسرا مراجعه کرده ايم و پيش از اين تاريخ هيچ مراجعه اي نداشته ايم".
جمعي از فعالان حقوق بشر نيز اواخر خرداد ماه به نقل از منيژه فيض مهدوي و کامبيز چراغي از اعضاي خانواده ولي الله فيض مهدوي يکي ديگر از زندانيان سياسي خبر دادند که "اين دو در تاريخ 16/03/85 به اداره پيگيري واقع در خيابان انقلاب تهران احضار و توسط فردي به نام حاج علي نورمنش مورد تهديد و بازجويي قرار گرفتند". خانواده يک زنداني سياسي، عقيدتي ديگر در اهر نيز ارديبهشت ماه گذشته از تهديد خود خبر دادند. يکي از نزديکان خانواده صالح ملاعباسي که پس از بازداشت در اهربه تبريز منتقل شد، اوايل ارديبهشت فاش کرد که اعضاي اين خانواده يک هفته پس از دستگيري فرزندشان در حالي که پيگير وضع او بودند،توسط ماموران تهديد شدند. ماموران از خانواده ملاعباسي خواستند که ساکت باشند و از تماس با سازمانها و گروههاي حقوق بشر خودداري کنند.
چند پرسش
بعضي از فعالان حقوق بشر در کشور معتقدند تهديد خانواده و آزار خانواده زندانيان سياسي و عقيدتي در سالهاي اول، از جمله روشهاي دائمي در جريان سرکوب مخالفان بوده که چند سالي به خاطر شرايط جديد و تاکيد بعضي از مقامات کشور بر حقوق شهروندي کمتر به کار گرفته شده است. اما در سه سال گذشته موارد مشابهي از تهديد و فشار و بازداشت اعضاي خانواده زندانيان سياسي، عقيدتي توسط مراکز خاصي درکشور ديده شده است. دي ماه گذشته در جريان اعتصاب رانندگان سنديکاي شرکت واحد، ماموران پيش از برگزاري اعتصاب به منازل کارگران هجوم بردند و همسر و فرزندان بعضي از اعضاي سنديکا را دستگير کردند.22 خرداد گذشته نيز"پس از اتمام تجمع فعالان حقوق زنان نيروهاي امنيتي با حمله به منزل اين فعالان ازجمله نوشين احمدي خراساني،شهلا انتصاري، پروين اردلان و... اقدام به تفتيش و تخريب اموال شخصي و منزل مسکوني آنان کردند".
تهديد اعضاي خانواده اما تنها به زندانيان سياسي و عقيدتي محدود نيست.چند ماه پيش در جريان استيضاح وزير دفاع پس از سقوط هواپيماي سي 130 ارتش و مرگ دهها خبرنگار که براي گزارش يک مانور نظامي به منطقه رفته بودند،يک نماينده مجلس از تهديد خانواده قربانيان آن حادثه خبر داد. محمدرضا تابش، يکي از استضاح کنندگان وزير دفاع در گفت و گو با خبرگزاري آفتاب فاش کرد که "نمايندگان خيلي نمي توانستند در موضوع علل سقوط هواپيما وارد شوند و بعضا خانواده هاي شهداي اين حادثه نيز در جلسات فراکسيون عنوان کردند که تهديد شده اند تا موضوع را پيگيري نکنند."
علي اکبر موسوي خوئيني دبيرکل سازمان ادوار تحکيم هم که به دليل عضويت در کميته بازرسي از زندان هاي مجلس ششم، با فشارهاي وارده به زندانيان سياسي، عقيدتي و خانواده هايشان آشنايي داشت پنج روز قبل از بازداشت خود در نامه اي به رييس قوه قضاييه با اشاره به بخشنامه حقوق شهروندي صادر شده از سوي هاشمي شاهرودي از او پرسيده بود: "آيا تعقيب،تهديد و ارعاب شهروندان از مصاديق نقض حقوق شهروندي نيست؟ اگر نيست پس ابلاغ چنين بخشنامه اي چه کارکردي داشته و جلوي کدام بي قانوني را گرفته است؟ جايگاه امنيت و حقوق شهروندي در ميان تحقير، تعقيب، تهديد و ارعاب کجاست؟ اگر نقض حقوق بشر در کشور هاي غربي مورد اعتراض مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي است آيا نقض آشکار حقوق شهروندي توسط نيرو هاي امنيتي متکي به نظام حساسيت مسئولين محترم براي برخورد با چنين اعمال خلاف قانون و دفاع از حقوق شهروندان ايراني را بر نمي انگيزد؟ آيا اين اعمال مورد تائيد جنابعالي نيز قرار دارد؟ "
حالا مي شود همان سئوال را دوباره از رييس قوه قضاييه بازپرسيد: آيا تعقيب،تهديد و ارعاب شهروندان و فراتر از آن تهديد و بازداشت خانواده زندانيان سياسي، دانشجويي، اجتماعي و مطبوعاتي از مصاديق نقض حقوق شهروندي نيست؟








نگراني از بابت يک زنداني سياسي ديگر: / نهمين روز اعتصاب غذاي باطبي

به دنبال مرگ اکبرمحمدي که به دنبال اعتصاب غذاي 9 روزه صورت گرفت وپس ازآن دستگيري محمد باطبي واعتصاب غذاي وي، نگراني درخصوص سلامتي اين زنداني سياسي نيز افزايش يافته است. اين موضوع پس از آن که اعتصاب غذاي وي به صورت ممتد ادامه يافت ومسئولين زندان وقوه قضاييه از پاسخگويي به درخواست هاي وي خودداري مي کنند نگراني هاي بيشتري را به وجود اورده است.
پزشک معالج احمد باطبي که درخارج از زندان درمان وي را به عهده دارد درنامه اي با اشاره به وضعيت اين دانشجوي زنداني خواستار توجه بيشتر به او شده است. در اين نامه که به خبرگزاري هاي گوناگون ارسال شده است، حسام فيروزي پزشک معالج احمد باطبي آورده است: "امروز ??/?/?? نهمين روز دستگيري و همچنين نهمين روز اعتصاب غذاي احمد باطبي است.من به عنوان يک پزشک مستقل که درمان احمد باطبي را در خارج از زندان به عهده داشتم لازم مي دانم در رابطه با وضعيت جسمي احمد باطبي نکاتي را ذکر نمايم :
?- احمد باطبي به دليل بيرون زدگي ديسک هاي کمري (? و? کمري) که در اثر ضربه ايجاد گرديده نياز به فيزيوتراپي دائم، دارو درماني و بررسي بيشتر جهت عمل جراحي دارد و در صورت عدم درمان و ادامه اعتصاب غذا منجربه فلج کامل حسي – حرکتي در اندام تحتاني مي گردد.
?- بالا بودن هموگلوبين خون (??) که نرمال آن بين ?? تا ?? مي باشد که در صورت ادامه اعتصاب غذا منجر به تصلب شرايين و در نهايت منجر به حمله قلبي مي گردد.
?- بالا بودن کلسترول، اسيد اوريک و تري گليسيريد که در صورت عدم درمان باعث تاثيرات غير قابل برگشت بر روي ارگانهاي حياطي بدن همچون کليه، کبد و قلب مي شود.
?- خون ريزي کليه که احتمالا مي تواند ناشي از بالا بودن هموگلوبين خون و يا وجود سنگ کليه باشد و نياز به بررسي بيشتر جهت يافتن علت اصلي اين خون ريزي وجود دارد.
?- ورم معده و زخم اثني عشر که اين نيزهمچون موارد بالا مي تواند وخيم تر گشته باعث سوراخ شدن معده و يا اثني عشر گرديده و ايجاد خون ريزي داخلي نمايد."
دکتر فيروزي در انتها اظهار داشته که با توجه به نکات ياد شده لازم مي داند در خصوص وجود بيماري هاي متعدد جسمي آقاي احمد باطبي به تمام مسئولان و پزشکان درون زندان هشدار دهد: "در صورتي که اعتصاب غذاي ايشان پايان نپذيرد و جهت ادامه درمان به خارج از زندان منتقل نگردد خداي ناکرده ايشان سرنوشتي هچون زنده ياد اکبر محمدي پيدا خواهد کرد، جان انساني در خطر است و تا واقعه غير انساني ديگري رخ نداده به وضعيت احمد باطبي رسيدگي شود."
از سوي ديگر، چند روزپيش همسر احمد باطبي نز طي سخناني در مراسم يادبود اکبر محمدي در دفتر ادوار تحکيم خواستار توجه جدي به وضعيت همسرش که در اعتصاب غذابه سر مي برد شد. وي گفت خواهش مي کنم از شما قبل از اينکه يک بار ديگر براي احمد باطبي اينجا جمع شويم به داد احمد برسيم.
او که در پنجمين روز اعتصاب غذاي باطبي سخن مي گفت اظهار داشت: "پنج روز است که شوهر من در اعتصاب غذاست، پنج روز که من اطلاعي از وضعيت او ندارم، ما حادثه مرگ زهرا کاظمي را داشتيم، ما مرگ اکبر محمدي را داشتيم، و امروز هم احمد باطبي را داريم. من صميمانه خواهش مي کنم، از تمام جوامع بين الملل ازتمام دوستداران آزادي و حقوق بشر خواهش مي کنم، طي اين دو سه روز به من گفتند احمد بستري شده و در بهداري اوين است. بعضي ها مي گويند احمد را کشته اند، بعضي ها هم مي گويند در بند ??? اوين است، من هيچ اطلاعي از وضعيت احمد ندارم. ضمن اينکه الآن پنج روز است که من و پدرش از مقامات قضايي خواستار رسيدگي به وضعيت احمد شده ايم، اما در اين چند روز چيزي جز پيغام تحقير و توهين نشنيديم."
سميه بينات اضافه کرد: "حق من است که بدانم همسرم کجاست، و آخرين خبري که از احمد گرفتم امروز تماس وزارت اطلاعات بود و تهديد و احضار من که چرا مصاحبه مي کنم، چرا فرياد مظلوميت شوهرم را دارم به گوش جهان مي رسانم."
همسر باطبي تاکيد نمود: "من چيزي براي از دست دادن ندارم. دو روز قبل از اينکه من عازم شهرستان بشوم براي گذراندن طرح دندانپزشکي ام به داخل خانه من ريختند و همسر من را بدون دليل بعد از يک سال و نيم بازداشت کردند و بعد از ? روز اعتصاب غذاي احمد هيچ جوابي به من نمي دهند. موظفند که به خانواده احمد جواب بدهند، ما موظفيم که در برابر اينها بايستيم . ما نبايد اجازه بدهيم حادثه اکبر محمدي و زهرا کاظمي دوباره تکرار شود .
محمدي و کاظمي هاي ديگر، ‌باطبي ها..."









دانشجويان دموكراسي خواه: / قوه قضاييه، مسئول قتل اکبر محمدي

"ما را اندوه چراغي در دل است که در خانه مان به خاموشي گراييده، سينه مان اندوهناك چراغ هايي چون اکبر محمدي است که همچنان در زندان هاي حاكميت شعله ورند."
انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران در پي درگذشت اكبر محمدي و نيز به دنبال دفن غير معمول و فشار براي جلوگيري از برگزاري هرگونه مراسم بزرگداشت براي او، بيانيه اي صادر كرد. در اين بيانيه علاوه بر اشاره به موارد فوق آمده است: "مرگ اكبر محمدي خاطره 18 تير 78 ؛ و بيدادگاه قضائي جمهوري اسلامي در 18 تير را رنگين تر كرد."
اين بيانيه در ادامه مي افزايد: "مرگ اکبر محمدي بار ديگر به يادمان مي آورد كه آن تصاوير دهشتناک از ويرانه کوي دانشگاه، آن زخم ها و خون ها همچنان تازه اند و عزت ابراهيم نژاد تنها قرباني تعرض چکمه پوشان حاكميت به عرصه دانشگاه نبوده و نيست. مرگ ياردبستاني مان ما را بر اين نظر راسخ تر كرد که دادگاه فاجعه کوي دانشگاه و حکم نهايي دادگاه کوي تنها نمايشي تمسخر آميز و طنزي تلخ بر سيماي تاريخ است که جهت اغفال عامه صورت گرفت."
اين بيانيه مي افزايد: "اكبرمحمدي آزادي خواهي بود که اثبات كرد هنوز چکاوک ها زنده اند و مي خوانند و ما را بر اين باور استوارتر که : ... به چکاوک اما نتوان گفت نخوان."
در ادامه بيانيه مي خوانيم: "فاجعه 18 تير 78 يك بار ديگرمهر تاييدي بود بر زخم هاي كهنه اي كه استبداد خواهان بر پيكره آزادي و آزادگي وارد مي كنند و يادآور مظلوميت تاريخي آزاديخواهان اين سرزمين . اکبر محمدي يکي از اين زخم هاي کهنه است، آزادي خواهي كه به جرم آزادي خواهي حکم مفتضحانه اعدام را بر سينه ديد و از آن پس، لحظه لحظه، مرگ را بر ديوارهاي هولناک اوين تجربه کرد."
اين بيانيه سپس مي پرسد: "چه كسي پاسخگو است؟" و در ادامه اينکه: "ما را اندوه چراغي در دل است که در خانه مان به خاموشي گراييده، سينه مان اندوهناك چراغ هايي چون اکبر محمدي است که همچنان در زندان هاي حاكميت شعله ورند و دور نيست که به خاموشي مي گرايند و البته ما را بر پيمودن راهمان که آزادي خواهي و آزاد انديشي و دموکراسي است استوار تر مي نمايد."
دانشجويان در بيانيه خود تاكيد مي كنند: "بر اين باوريم، وقايع اخير مجال بسيطي را جهت تفاهم و توافق تمامي آزادي خواهان و فعالان سياسي در راستاي اتحاد و همبستگي فراهم نموده است."
در بخش ديگري از بيانيه تاكيد مي شود: "انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران ضمن اعلام تسليت و ابراز همدردي با خانواده اکبر محمدي و تمامي ياران دبستاني و زندانيان سياسي، تعلل و غفلت سيستم قضايي را در قبال مرگ محمدي محکوم کرده و با توجه به بي مبالاتي و سوء تدبير مسئولين قضايي در مرگ محمدي، مسئوليت مستقيم اين واقعه را متوجه سيستم قضايي کشور مي دانيم."
دانشجويان سپس ضمن هشدار نسبت به عواقب اين اتفاقات مي افزايند: "همچنان خواهان روشن شدن ابعاد واقعه و مجازات عاملين اين بي تدبيري بوده و ضمن تاکيد بر روشن شدن وضعيت زندانيان سياسي خواستار آزادي بازماندگان پيش از آنكه ايست قلبي كنند هستيم."
اين بيانيه با شعري از آزاد خاتمه مي يابد: "هرگز از مرگ نهراسيده ام/ اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود /هراس من باري از مردن در سرزميني است که مزد گور کن از آزادي آدمي افزون باشد."




گزارشي از مجلس سوگواري اکبر محمدي / راه اکبر را ادامه دهيد
به هر سو كه سر مي چرخاندي كسي را مي ديدي كه مشكوك و مرموزانه به كسي مي نگرد و يا حتي خيره شده است به تو. نگاه وي‍‍ژه اي دارند اينها. اين نگاه آنقدربا بقيه فرق دارد كه گمان مي توان كرد دشمني ديرينه اي با اين خيل عظيم در پس آن نهفته.
خيل عظيمي كه براي سوگواري ياري از دست رفته از خيل ياران دبستاني، اکبر محمدي اينجا آمده اند. گوشه گوشه مسجد را، اين افراد اشغال كرده اند. يقينا از تهران آمده اند. محلي ها همديگر را مي شناسند، خجالت مي کشند اينطور مستقيم و اين قدر خصمانه به كسي بنگرند. آنقدر زياد هستند كه حتي آنكه بر منبر نشسته، نمي تواند به خوبي بهشت، دوزخ و جهنم را براي بازماندگان تبيين كند.
صداي موج دريا تا اينجا هم مي رسد. محمدي که چند سالي مي شد دريا را نديده بود، همين چند روز قبل در زندان اوين درگذشت. كسي هنوز دليل مرگش را نمي داند. مقامات زندان اوين ابتدا اعلام كردند اكبر محمدي در اثر سكته از دنيا رفته است، اما چند روز بعد سخنگوي قوه قضاييه و وزير دادگستري اعلام كرد علت اصلي مرگ يك ماه بعد اعلام مي شود. از اين يك ماه چند روزي سپري شده است.
اما شاهدان دفن پنهاني او، كه از چند تن تجاوز نمي كردند آثار شكنجه و ضرب و جرح و كالبد شكافي را بر بدنش ديده اند. نقاط مختلفي از بدن او شكافته شده و سرش هم شكسته بود.
جمعيت كه اغلب دانشجو و جوان هستند، و برخي نيز از خانواده و همشهري هاي اكبر، آمده اند تا آخرين وداع را با اكبر داشته باشند. اما همان ماموران لباس شخصي كه در جاي جاي مسجد و حياط ايستاده اند، و نيز دوستان ديگرشان كه در پاسگاههاي ورودي شهر مستقر شده اند، مانع از حضور بسياري ديگر از دانشجويان و فعالان سياسي شده اند.




ممانعت از ورود به شهر
در حدود سي كيلو متري شهر آمل دو دستگاه ميني بوس حامل شركت کنندگان در مراسم ختم، قبل ازرسيدن به مقصد به همراه سرنشينان خود توقيف شدند. همچنين بيش از چهل نفر از اعضاي شوراي مركزي و شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت، اعضاي شوراي مركزي سازمان ادوار دفتر تحكيم وحدت و شماري از اعضاي كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشركه عازم آمل، محل برگزاري مراسم ختم اكبر محمدي بودند توسط مأموران پاسگاه انتظامي گردنك بازداشت شدند و از حضور آنها در مراسم ختم ممانعت به عمل آمد.
مأموران پاسگاه ابتدا وعده دادند كه به زودي تمام اين افراد آزاد مي شوند. آنها حتي براي آزادي اين افراد، به برخي "جاها" تلفن و كسب تكليف كردند؛ اما فرمان همان بود كه از ابتدا صادر شده بود: همه بايد تا پايان مراسم دربازداشت باشند. در همين حال مجتبي بيات عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با هشدار نسبت به عدم آزادي بازداشت شدگان به ماموران گفت:" در صورتي که مسئولين بازداشت شدگان را آزاد نكنند، مسئوليت كليه اقدامات و اعتراضات بر عهده مسئوليني خواهد بود كه حتي از شركت دانشجويان در مراسم يادبود مرحوم محمدي نيز بيم دارند".
ماموران در مقابل اين اعتراض اعلام كردند: "ما حتي مي توانيم به هر وسيله اي براي ساكت كردن شما متوسل شويم. در پايان مراسم هم شما را تحت الحفظ به تهران باز مي گردانيم."
در حالي كه اين عده در بازداشتگاه يك پاسگاه پليس بودند، عده اي ديگر توانستند بااتومبيل شخصي خود را به آمل برسانند.
منوچهر را تنبيه مي كنيم
قبل از آغاز مراسم هشدارهاي شديدي به خانواده اكبر محمدي داده شده بود؛ از جمله آنان را تهديد كرده بودند هر گونه عدم توجه به هشدار ها منجر به سختگيري نسبت به منوچهر محمدي، برادر اكبر خواهد شد. منوچهر نيز از حدود 7 سال قبل به همراه برادر خود در زندان به سر مي برد.
اين هشدار ها باعث شده بود تا از هر گونه اعتراض و شعار دهي پرهيز شود. هر چند جو غالب بر مراسم نيز چنان حزن انگيز بود كه كسي را ياراي شعار دهي نبود. اما به هر حال دانشجوياني كه امده بودند، نمايندگان جبهه ملي، حزب ملت ايران، اعضاي تحكيم، اعضاي ادوارتحكيم، زندانيان سياسي سابق وبرخي ديگر از فعالان سياسي ودانشجويان در چند مورد اقدام به خواندن سرود هاي "يار دبستاني من" و "اي ايران اي مرز پر گهر" كردند. اما هر بار با هر سر و صدا، تهديد و تشديد فضاي ارعاب مانع از ادامه مي شد. ممانعت همراه باتهديد.
راه پسرم را ادامه دهيد
پدر اكبر محمدي اما در سخنان كوتاهي گفت: "از تمام كساني كه در اينجا حضور دارند و نيز از دانشجويان و فعالان سياسي خواهشمندم راه اكبر را ادامه دهند و در راه سربلندي ايران عزيز ما بكوشند."

Sunday, August 06, 2006

مراسم ختم اکبر محمدي

بازداشت بيش از بيست نفر از اعضاي سازمان دانش آموختگان و دفتر تحكيم وحدت در راه شركت در مراسم اكبر محمدي
ادوارنيوز : صبح امروز بيش از بيست نفر از اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران كه با دو دستگاه ميني بوس راهي مراسم بزرگداشت اكبر محمدي در آمل بودند ،‌ در پاسگاه گزنك بازداشت شدند . به گزارش خبرنگار ادوارنيوز از آمل ‏، در اين جمع تعدادي از اعضاي شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان و همچنين اعضاي شواري مركزي دفتر تحكيم و شوراي تهران تحكيم ديده مي شوند . اين گزارش مي افزايد :‌اين پاسگاه كه در 30 كيلومتري جاده آمل واقع است از سوي وزارت اطلاعات موظف بوده است تا از حضور اعضاي سازمان دانش آموختگان و تحكيم وحدت در اين مراسم جلوگيري كند . تا لحظه ارسال اين خبر بازجويي از دستگير شدگان ادامه دارد و امكان هيچگونه تماسي نيز با آنها مقدور نمي باشد .
ادوار نيوز : مراسم بزرگداشت اكبر محمدي از صبح امروز بر سر مزار او در روستاي كنگميان واقع در 30 كيلومتري جاده آمل به بابل برگزار شد .




دستگيري ده ها نفر از فعالين دانشجويي که قصد داشتند در مراسم ختم اکبر محمدي شرکت نمايند
صبح روز جمعه ده ها نفر از فعالين دانشجويي که به قصد شرکت در مراسم ختم اکبر محمدي از تهران عازم آمل بودند، قبل از رسيدن به آمل، در پليس راه گردنک، توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند. اين افراد که به وسيله دو دستگاه ميني بوس ساعت 7 بامداد جمعه از تهران خارج شدند، ساعت 9 اتومبيل هايشان توسط نيروهاي امنيتي متوقف شده و همگي بازداشت شدند. در ميان افراد بازداشت شده اسامي افرادي چون محمد هاشمي، علي نيکونسبتي، حنيف يزداني، هومن کاظميان، علي عزيزي، معصومه لقماني، علي مليحي، حبيب حاج حيدري، علي جمالي، سميرا صدري، بهاره هدايت، ايمان براتيان و ... به چشم مي خورد. محمد هاشمي، دبير تشکيلات دفتر تحکيم، ظهر امروز طي تماسي با منزل عنوان داشت، بازداشت شدگان منتظرند تا ساعت 3 بعدازظهر با همراهي نيروهاي امنيتي تحت الحفظ به تهران بازگردانده شوند. اما بيم آن مي رود پس از انتقال اين افراد به تهران همگي بازداشت شوند و يا دست کم برخوردي که با بازداشت شدگان تجمع زنان شد با فعالين سياسي-دانشجويي بازداشت شده بشود. گفتني است در تجمع زنان که در خردادماه امسال برگزار شد، بيش از 70 نفر دستگير شدند که به مرور زمان همگي آن ها آزاد شدند اما در آن ميان علي اکبر موسوي خوئيني، نماينده شجاع دوره ششم مجلس و دبيرکل سازمان ادوار تحکيم، از آن زمان در بازداشت به سر مي برد.آخرين گزارش ها حاکي از آن است که افراد بازداشت شده در حال انتقال به تهران هستند.



گزارشي از برگزاري مراسم اكبر محمدي بر سر مزارش تحت تدابير شديد امنيتي
ادوار نيوز : مراسم بزرگداشت اكبر محمدي از صبح امروز بر سر مزار او در روستاي كنگميان واقع در 30 كيلومتري جاده آمل به بابل برگزار شد . به گزارش خبرنگار ادوارنيوز از آمل ،‌ در اين مراسم كه عليرغم ممانعت از حضور تعداد زيادي از اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران و دفتر تحكيم و با اخطار جدي مقامات امنيتي به برگزار كنندگان و شركت كنندگان برگزار مي شد تعدادي از چهره هاي سياسي و فرهنگي از جريان هاي مختلف حضور داشتند كه از جمله مي توان به حضور نمايندگاني از شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران ، حزب ملت و … اشاره كرد . حضور گسترده نيروهاي امنيتي و لباس شخصي در اين مراسم بسيار چشمگير بود و به گفته پدر اكبر محمدي از قبل هم اعلام كرده بودند كه مراسم بايستي تا حد ممكن در سكوت و آرامش برگزار شود . در اين مراسم پدر اكبر محمدي در حالي كه به شدت متاثر بود و اشك مي ريخت با در آغوش گرفتن منوچهر محمدي كه لباس هاي اكبر محمدي را نيز بر تن داشت به حاضران گفت : از امروز براي من منوچهر هم اكبر است هم منوچهر و من از امروز اكبر را در سيماي منوچهر مي بينم . وي در همين حال گفت : نگذاريد خون اكبر بي نتيجه بماند و راه او را ادامه دهيد . مادر اكبر محمدي نيز در حالي كه گل و شيريني بر روي مزار اكبر محمدي گذارده بود در اين مراسم گفت :‌ امروز روز عروسي فرزندم است و همه شما در جشن عروسي اكبر شركت كرده ايد .اين گزارش مي افزايد در شهر آمل همه اهالي نشاني منزل اكبر محمدي را مي شناختند و با شركت كنندگان در اين مراسم ابراز همدردي مي كردند .




بيانيه جمعي از فعالان سياسي، فرهنگي، دانشجوئي و مطبوعاتي ايران بمناسبت پاسداشت يكصدمين سالگرد انقلاب مشروطيت
هم‌ميهنان عزيز،يك قرن پيش،انقلاب مشروطيت ايران با آرمان استقرار حاكميت مردم و برچيدن بساط استبداد به پيروزي رسيد. اين انقلاب، كه ازجمله طلايه‌هاي حركت هاي رهايي‌بخش در قرن بيستم بود، با وجود برخورداري از پشتيباني گسترده ي مردم، روحانيان و روشنفكران با موانع و دست‌اندازهايي بسيار پيچيده روبرو شد، به گونه‌اي كه با قاطعيت مي‌توان گفت آن آرمان هاي بلند، هنوز پس از گذشت يك قرن صورت تحقق نگرفته است. اگرچه ملت عزيز ما بر خود مي‌بالد كه در هر مقطع از اين صد سال، راهي نو فراروي ملت هاي جهان سوم، به ويژه كشورهاي اسلامي، گشوده و گام هاي بلندي به سوي آزادي و پيشرفت برداشته و افقهاي گسترده‌اي را در مسير حق حاكميت مردم روشن ساخته است، نمي‌توان از اين واقعيت متأسف و آزرده نبود كه ايران ما خود هنوز نتوانسته است به خواستهاي بزرگ انقلاب مشروطيت و نهضت ها و انقلاب پس از آن، يعني آزادي ، حاكميت ملت و محدوديت و پاسخگو بودن قدرت دست يابد
يكصدسال پيش، نياكان ما در قانون اساسي حكومت مشروطه تصريح كردند كه تمامي قدرت از ملت ناشي مي‌شود. اگر ادعا كنيم كه سرگذشت پس از پيروزي انقلاب مشروطيت كوشش مردم براي تحقق حاكميت ملت،از يك سو و توطئه و تلاش قدرتمندان براي مهاركردن و سركوبي قدرت ملت و جايگزين ساختن قدرتهاي قاهر و تماميت خواه، از سوي ديگر، بوده است
پرسش اصلي اين است كه چرا ميهن عزيز ما كه از پيشگامان جنبش‌هاي آزاديبخش در قرن بيستم بوده است، اكنون از بسياري از همترازان خود، چه در زمينه استقرار قدرت و حاكميت مردم و چه در عرصه پيشرفت و توسعه عقب افتاده و با وجود دارا بودن اسباب بزرگي و برخورداري از نعمت هاي انساني و طبيعي خدادادي نتوانسته است به آرمانهايي كه ايرانيان از يك قرن پيش تاكنون بر آنها پاي فشرده‌اند، دست يابد؟ترديدي نيست كه استعمار خارجي و فعاليتهاي توطئه‌گرانه نيروهاي ارتجاعي داخلي ازجمله عواملي بوده‌اند كه تا اين زمان هدفهاي انقلاب مشروطه ـ و به طور كلي، آرمانهاي ملي مردم ايران ـ را در مسير تحقق با موانع اساسي روبرو ساخته‌اند . اما اكنون به آن حد از بلوغ سياسي رسيده‌ايم كه بگوييم نارسي و ضعف‌هاي گوناگون نيروهاي ترقي‌خواه، ازجمله ضعف سازماندهي، نااستواري، جوزدگي و بسياري از ناپختگي‌هاي ديگر، گريبانگير جريانهاي ملي و مردمي بوده و ملت ايران را در برابر انسجام و قدرت ارتجاع ناكام ساخته است. ما، امضاكنندگان زير
با ابراز وفاداري به آرمان ها و مطالبات انقلاب مشروطيت، تأمين حاكميت مردم و مصون نگاه داشتن نهادهاي اين حاكميت از تعرضهاي ارتجاعي و استبدادي را همچنان مهمترين هدف سياسي ـ اجتماعي يك قرن اخير مردم ايران، از جمله انقلاب اسلامي، مي‌دانيم
ما با ابراز تأسف از اينكه كوشش هاي انجام يافته از نيمه دوم دهه 1370، در جريان اصلاح طلبي، به دستاورد پايدار و تضمين شده‌اي در راستاي پاسداشت حقوق اساسي مردم منجر نشد، نگراني عميقمان را از تعطيل محتوايي حاكميت مردم و مشروط و پاسخگو نبودن قدرت در قانون اساسي جمهوري اسلامي، ابراز كرده، درباره زيان ها و خسارت هاي بزرگ ملي كه در نتيجه حاكميت يكسويه و استبداد زده بر ملت ما وارد خواهد شد، هشدار مي‌دهيم و تاريخ را بر اين هشدار حجت مي‌گيريم.
12/5/1385
هاشم آقاجري، ناصر آملي، محمد آزادى، مسعود آقايى، حميد آصفى، بهاالدين ادب،طاهر احمدزاده، مهدي اميني زاده،اسدالله اميني ،حسين انصاري راد، يداله اسلامي، مصطفي ايزدي، بهزاد احمدي نيا، سامر آقايي، عباس ابوذري، هادي احتظاظي، حسن احمدي،حميد احراري، محسن احمدي، نعمت احمدى، مصطفي اخلاقي،‌ مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبيلي، جلال اقتدارى،اعظم اكبرزاده،زهرا اكبرزاده، علي رضا اکبرزادگان، علي اکرمي، محمود امير احمدى، حجت انصاري، عمادالدين باقي، حيدرابراهيم باي‌سلامي.....






Wednesday, August 02, 2006

مصاحبه اي که عاملان جنايت را معرفي مي کند / سندي در مورد قتل محمدي
يک روز بعد از مرگ اکبر محمدي در زندان اوين، در حالي که ماموران قوه قضاييه و اداره زندان ها با احضار زندانيان همبند اکبر محمدي در حال تلاش براي صورت دادن سناريوئي به اين ماجرا هستند، مصاحبه يک روز قبل پدر منوچهر و اکبر محمدي بزرگ ترين دليل مانع اداره زندان ها براي عادي نشان دادن مرگ اين دانشجوي زنداني است.
پدر منوچهر و اکبر محمدي روز يکشنبه در مصاحبه اي با راديو فردا بر اساس گزارش هائي که زندانيان همبند فرزندش به وي داده بودند اعلام داشت که زندانبابانان سعي دارند با کتک اکبر را وادار کنند که اعتصاب غذايش را بشکند و با توجه به ناراحتي روحي و تشنج عصبي و مشکل ديسک کمر وي وضع بدي دارد.
در اين مصاحبه که يک روز قبل از اعلام مرگ اکبر محمدي از راديو فردا پخش شد، آقاي محمدي در جواب مهديه جاويد گفته است اکبر در شرايط جسمي بدي به سر مي برد و در حالي که به شدت نگران بوده است افزوده ما انتظار داريم سازمان ملل برود به زندان اوين ببيند چه مي گذرد، اين رژيم چه به سر بچه هاي ما مي آورد .بچه هاي ما را دارند زير شکنجه از بين مي برند. چرا؟
کارشناسان معتقدند با وجود اين که کارکنان اطلاعات و دادستاني که بعد از تشکيل دولت جديد همسو و همراه هستند تلاش دارند تا ماجراي مرگ اکبر محمدي را يک مرگ غيرمترقبه ولي طبيعي جلوه دهند مصاحبه پدر اين دانشجوي زنداني بزرگ ترين برگه اي است که مانع از سناريوسازي مي شود و تصميم گيرندگان ناچار خواهند بود به گروه هاي تحقيق امکان بررسي بدهند و از جمله شرايط را براي کالبد شکافي و بررسي هاي مستقل ايجاد کنند.
مهديه جاويد، خبرنگار راديو فردا روز يکشنبه از آقاي محمدي پرسيده بود: شما اين خبرها را از کجا گرفتيد؟ و وي جواب داده بود گزارشي که از همبندان اکبر به ما دادند، حتي گزارشي که از درمانگاه به ما مي رسد. او در وضعيت بسيار بدي نشان مي دهد. آقاي محمدي که در هنگام اين مصاحبه در ترکيه بود اظهار داشت که خود و وکلاي فرزندانش با آن ها ملاقاتي نداشته اند.
بعد از دستگيري اکبر و منوچهر محمدي، خواهر آن ها در اروپا فعاليت هائي در جهت آگاهي جامعه بشري از وضعيت آن ها انجام داد و به گفته پدر اين اواخر فرزند کوچک وي رضا نيز به ترکيه متواري شده است. به گفته آقاي محمدي: "بچه هاي ما را دارند زير شکنجه از بين مي برند. چرا؟ اين رژيم از ما چه مي خواهد؟ همه ما را متواري کرده. بچه هاي ما را زير لگد دارند مي کشند. از جان خانواده ما چه مي خواهند، ما را دارند از بين مي برند. خانه ما را آتش کشيدند، به جان ما دارند چه کار مي کنند؟ بچه هاي ما را متواري کردند. اين به خاطر ابراز عقيده است فقط؟ نمي دانم اکبر من در چه حالي است، زير شکنجه قرار دارد. اين گزارش هايي که به ما رسيده است از زندانيان سياسي داخل اوين. از شما خواهش مي کنم صداي نحيف ما را به گوش جهانيان برسانيد."
واکنش وکيل محمدي
نعمت احمدي، از وکلاي اکبر محمدي شب گذشته در مصاحبه اي با روز گفت تمام افرادي که دستور دستگيري مجدد او را صادر و دارو به وي نرساندند در کشته شدنش مقصر هستند، چرا که وي از نه روز قبل در اعتصاب بود . چند روز قبل از آن با من تماس گرفت و گفت من وارد اعتصاب غذا شدم و تا آخر خواهم ماند. اين ها حتي داروهايم را در اختيار من نمي گذارند.
اکبر محمدي ماه گذشته در مرخصي بيرون از زندان بود، اما گويا بر اساس تصميم واحدي از سوي وزارت اطلاعات وي و مدتي بعد احمد باطبي به زندان برگردانده شدند. نعمت احمدي مي گويد من تعجب کردم از اينکه اولا چرا بازداشت شد، زيرا دو سال و نيم قبل پيشتر کليه اطباي زندان اوين تشخيص دادند که او تحمل زندان را ندارد و بايد در خارج از کشور درمان شود، و طي اين مدت مشکلات متعددي براي آسم، براي ريه هاش، براي نخاعش وامثال اينها داشت و من تعجب مي کنم و اين را يک درگذشت ساده تلقي نمي کنم و از آيت الله شاهرودي مي خواهم کليه افرادي که دستور دستگيري وي را دادند و از آمل به تهران منتقلش کردند و کساني که در زندان اوين با توجه به بيماري تائيد شده وي داروهايش را به او ندادند تحت بازجوئي قرار گيرند.
با توجه به اين که وکلاي اکبر باطبي دانشجوي ديگري که زنداني شده است خبر داده اند که او نيز در بازگشت اعلام داشته است که اعتصاب غذا مي کند. گفته مي شود اکبر باطبي از سه روز قبل در بند عمومي نيست و ارتباط وي با
خارج قطع است و به احتمال زياد در بند انفرادي به سر مي برد


خليل بهراميان، وکيل اکبر محمدي: / هشدار؛ دانشجويان زنداني در خطر مرگ
اکبر محمدي در زندان مرد. خبر چند کلمه بود و حکايت هزار هزار. از جنبش دانشجويان در 18 تير ماه، بيش از هفت سال گذشته، اما آنان که چشم دانشجويان را از حلقه درآوردند، آنان را زير چماق هاي خود از راهرو مرگ گذراندند، بدن هاي خرد شده شان را از پنجره ها به بيرون پرتاب کردند و در دوران زندان، با آنها آن کردند که قرون وسطاييان رو روسپيد، هنوز تشنه اند. تشنه خون.
اکبر محمدي، که ديشب در سلول اينان جشم بر جهان بست، روز 5 مرداد خود از اين فاجعه خبر داده بود. او که از اولين روز مرداد داغ، در اعتراض بر نامردمي که در حق او روا مي شود، دهان بر قوت بسته بود، چنين نوشت:
"به نام يزدان پاک
به مدت 7 سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهاي جسمي و روحي را طي اين مدت تحمل کرده ام. به دليل قرار گرفتن زير انواع شکنجه هاي قرون وسطايي در طي بازجويي هاي اوليه به انواع بيماريها از جمله ديسک کمر مبتلا شده ام که در نتيجه شدت گرفتن ديسک کمرُ مسئولين امنيتي از ترس اينکه اين بيماري منجر به فلج يا مرگ اينجانب گردد و رسوايي آن برفضاحت هاي پيشين آنها اضافه گردد و به خاطر آنکه مسئوليت آنچه بر سر من آورده اند گريبانگيرشان نشود، زيرعنوان [ مرخصي نامحدود] مرا از زندان بيرون فرستادند.
در دوران مرخصي استعلاجي براي معالجه بيماري ام به متخصصين مراجعه کردم اما اعلام کردند به علت تخليه مايع نخاعي انجام اين عمل در داخل کشور مقدور نيست و به ناچار کژدار و مريز اين مدت را با مصرف دارو سپري کردم.آقايان وقتي متوجه شدند هنوز زنده هستم در تاريخ 19 تيرماه 1385 مجددا مرا به زندان بازگرداندند. ظرف يک ماه گذشته که به زندان بازگشته ام، مراجعات مکررم به بهداري زندان براي ادامه مداوا بي نتيجه مانده و هر بار با جواب سر بالا و پرخاش و توهين روبرو شده ام.
از اين رو اکنون که مسئولين مرگ با ذلت را براي من تدارک ديده اند،ُ تصميم دارم زير بار ظلم و ذلت نروم و اگر قرار است در شرايط اسارت بميرم، نوع مرگ خود و شرايط آن را خود تعيين کنم. از اين رو اعلام ميدارم در صورتي که مسئولين مربوطه به خواست قانوني ام پاسخ ندهند، براي آزادي خود جهت مداوا و همچنين در اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر در حکومت جمهوري اسلامي و نيز براي آزادي کليه زندانيان سياسي از تاريخ اول مرداد 1385 به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد.
واضح است در صورت بروز هرگونه اتفاقي براي اينجانب مسئوليت مستقيم آن با سران حاکميت است و آنان مي بايست پاسخگو باشند.





اکبر محمدي- دانشجوي زنداني - متهم رديف اول کوي دانشگاه تهران
زندانبانان که گويي اين مرگ تدريجي را انتظار مي کشيدند، در روز 3 مرداد، هنگام مراجعه وکيل اکبر محمدي به زندان، او را از ملاقات باز داشتند و به اين علت که: چون در اعتصاب غذا به سر مي برد، ممنوع الملاقات است. بهراميان در همان روز اعلام کرد: "موكلم از حقوق يك زنداني بهره‌‏مند نيست و با وجودي كه شش سال از حبس وي مي‌‏گذرد، تاكنون يك بار به مرخصي آمده است."
و به اين ترتيب اکبر محمدي درحالي وارد چهارمين روز اعتصاب خود شد که بنا بر گفته "ساير زندانيان در زندان اوين وضعيت جسماني او رو به وخامت" مي رفت.
رئيس اندرزگاه [اوين] با فراخواندن اکبرمحمدي وي را تهديد کرد که در صورت ادامه اعتصاب غذا وي را به سلول انفرادي زندان رجايي شهر منتقل خواهند کرد.انگار که به يک جنايتکار خطرناک، خبر از رفتن به زنداني هراسناک تر را بدهند.
و درست در همان لحظه که آقايان، طناب دار او را مي بافتند، "اکبر محمدي... به علت ضعف جسماني شديد، در بند 350 زندان اوين بيهوش شد و توسط همبندان خود به بهداري زندان انتقال يافت. بر اساس اين خبروضعيت اکبر محمدي در پي 5 روز اعتصاب غذا با وجود بيماريهاي پيشين وي، وخيم" بود. اما از مهرورزي خبري نبود. هر چه بود تهديد بود و تهديد:"حراست زندان با رو در رو کردن اکبر محمدي با برادرش منوچهر محمدي در زندان سعي بر شکستن اعتصاب غذاي اکبر محمدي از طريق برادرش" کرد، اما "محمدي ضمن پاي فشاري بر خواسته هاي خود بر ادامه اعتصاب غذا به عنوان تنها حربه" اصرار کرد. او عزمش را جزم کرده بود که "تن به ذلت ندهد" و نوع "مرگ خويش را خويش انتخاب کند."
در اينجا بود که زندانيان ديگر، که آنان را نيز حال و روز بهتر نيست، به حمايت از او برخاستند:
"اکبر محمدي که هفت سال پيش در جنبش دانشجويي 18 تير سال 1378 دستگير شد، بدليل شکنجه هاي وارده در بازداشتگاه توحيد، به انواع بيماريها دچار گرديد. وضعيت او به لحاظ ديسک کمر و مسائل ديگر به گونه اي بود که سه بار زير عمل جراحي رفت و شرايط او به نوعي اسفناک گرديد که مسئول امنيتي و قضايي، از ترس اينکه مبادا در زندان بميرد و زهرا کاظمي ديگري روي دست آنها بماند، حدود دو سال پيش او را به مرخصي نامحدود فرستادند. متأسفانه با روي کار آمدن دولت جديد که نام خود را دولت مهرورزي گذاشته است ، چندين ماه پيش مجدداً او را به زندان بازگردانده اند.
اکبر محمدي اين دانشجوي زنداني، که بدليل مقاومت در زير شکنجه بعنوان اسوه مقاومت مطرح شده بود، اينک شش روز است که در اعتراض به وضعيت خود دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده است. متأسفانه بدليل وضعيت جسمي اش شب گذشته کنترل خود را از دست داده و بصورت نيمه بيهوش توسط دوستان زندانيش، به بهداري زندان اوين منقل گرديد. شرايط او به گونه اي است که همگي ما را نگران کرده است و به همين دليل از تمامي مجامع مدافع حقوق بشر در داخل و خارج از مرز، دعوت مي کنيم که براي دفاع از اکبر محمدي بپاخيزند."
نامه، امضاي حشمت الله طبرزدي، منوچهر محمدي، احمد باطبي، بهروز جاويد تهراني، محمدرضا خوانساري، مهرداد لهراسبي، ارژنگ داوودي، خالد هرداني، امير حشمت ساران، ولي الله فيض مهدوي، اسد شقاقي، خليل شالچي، افشين باايماني، سيامک پورزند، هاشم شاهين نيا، شاهين آريا نژاد، شهرام پور منصوري، جعفر اقدامي، محمدرضا رجبي، حيدرقلي سلطاني، محمد نيکبخت، ناصر خيراللهي و ابراهيم مؤمني را پاي خود داشت.
اما اين صداهاي زنداني نيز، ره به جايي نگشود. تا به گزارش کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر "اکبرمحمدي دانشجوي زنداني در نهمين روز اعتصاب غذاي خود... در حمام زندان اوين دچار ايست قلبي شد و تلاش پزشکان زندان نيز براي احياي وي بي نتيجه ماند" و رسيد به خبر. خبري که تنها چند کلمه بود: "اکبر محمدي در ساعات پاياني شب گذشته از دنيا رفت."
و حالا که اين موکل ديگر نيست، خليل بهرامي، با هشدار درباره خطري که منوچهر محمدي، برادر اکبر، و احمد باطبي را تهديد مي کند، به روز مي گويد: "اکبر محمدي در بهداري يک سکته کرده بود، ولي معلوم نيست به جه عنوان کسي را که سکته کرده دوباره به بند منتقل مي کنند. در آنجا او سکته دوم را مي کند که منجر به مرگ مي شود. آن طوري که من شنيدم او را در خود بهداري هم تحت فشار قرار داده اندف دست و پايش را به تخت مي بندند که اعتراض نکند، و دهانش را باچسب مي بندند که صدايش بيرون نرود. در اين مدت شکنجه هاي رواني بسيار سنگيني نسبت به او اعمال مي کنند و در نتيجه او مي ميرد، و يا در واقع به نظر من کشته مي شود."
حالا پيکراين"اکبر" که نمي خواست تن به ذلت بدهد "براي کالبد شکافي" روي تخت سرد "بيمارستاني در سعادت آباد" است. تن زخم خورده اي که اگر مي توانست به سخن درآيد از غل و زنجيري مي گفت که درست يک روز قبل "همزمان با بازديد هيئتي ازمجلس از زندان اوين"، بر تن بيجان اکبر محمدي زده بودند.تني پاره پاره که جاي جاي آن رد شکنجه و تازيانه جلاد بود.از دهاني سخن مي گفت که بر آن چسب زده بودند تا راه کلام و فرياد را بر او ببندند. و از يک تشنگي تاريخي که که ميراث يزيد بود. به اين کبوتر، گاه سر بريدن، آب نداده بودند.
خليل بهراميان، بر اين مرده چه خواهد کرد؟ پاسخش چنين است: "من خود را براي يک اعلام جرم عليه مسئولين و کساني که او را بار ديگر به زندان برگرداندند آماده مي کنم. زيرا پزشکان قانوني اعلام کرده بودند که او به خاطر وضعيت روحي و جسمي، و انواع ناراحتي هاي قلبي وکمر و غيره و غيره، که حاصل شکنجه هاي قبلي بوده، نبايد به زندان برگردد. حالا آن کسي که دستور بازگرداندن او را به زندان داده، خواه ناخواه عامل فوت وي است. هر مقامي که بوده بايد قانونا تحت پيگرد قرار گيرد."
و آيا اين وکيل، به اين "پيگرد قانوني" اميدي دارد؟ مي گويد: "من کار خودم را مي کنم. با تمام قدرت. من بايد براي احقاق حقوق مردم مبارزه ام را بکنم؛ اما احتمال رسيدن به نتيجه ضعيف است. نتيجه را بايد مردم ايران ببينند، آنها بايد کاري کنند تا جلوي اين خرابکاري ها گرفته شود."
بخصوص آنکه "منوچهر محمدي هم در وضعيت بسيار خطرناکي است و خطر مرگ او را هم تهديد مي کند و هر لحظه احتمال مرگش مي رود. من الان با او ملاقات داشتم. در وضعيت بسيار بدي است، يا کارش به جنون مي کشد، يا سکته مي کند.من در اين مورد به رئيس زندان و معاون دادستان هشدار داده و با آنها اتمام حجت کرده ام. اگر اين شيوه ادامه يابد، نفر دوم منوچهر محمدي است، و بعد احمد باطبي که او هم در وضعيت خطرناکي است. به نظرم يک جرياني هست که احتمالا حذف فيزيکي يکي يکي اين بچه ها را در نظر دارد."
حالا احمد باطبي را هم برده اند. به ضرب و شتم، در برابر چشمان تازه عروسش، و به جايي نامعلوم. احمد باطبي ديگر متهم کوي دانشگاه تهران است که از حدود 1 سال پيش با گذراندن نيمي از دوران حبس 15 ساله خود به مرخصي آمده بود، تا جان رنجور را درمان بخشد. مامورين اطلاعاتي، که باز هم معلوم نيست "به کدام يک از نهادهاي امنيتي" دولت اسلامي وابسته اند، احمد را برده اند تا بر جان نرم او، انقلابي نرم را به اثبات برسانند. باطبي ، منوچهر محمدي و ديگر زندانيان را نيز سرنوشتي چون اکبر در انتظارست؟ اکبري که نوشت: "واضح است که در صورت بروز هر گونه اتفاقي براي اينجانب، مسئوليت مستقيم آن با سران حاکميت است و آنان مي بايست پاسخگو باشند." هر گونه اتفاق




گفتگوي "روز" با حسين انصاري راد و محمد شريف: / مسئول مرگ اکبر محمدي کيست؟
درگذشت اکبر محمدي بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوين، از دانشجوياني که در جريان حوادث کوي دانشگاه تهران بازداشت و ابتدا به اعدام و سپس به ?? سال حبس تعزيري محکوم شد، از همان لحظات اول انتشار خبر، موجي از خشم، اندوه و نفرت را در ميان طيف وسيعي از پويشگران سياسي و اجتماعي، فعالين حقوق بشر و نيز افكار عمومي ايران برانگيخت.
ساعاتي پس از انتشار خبر و تاييد صحت آن، دكتر محمد شريف، عضو شوراي عالي نظارت كانون مدافعان حقوق بشر ايران و حسين انصاري راد، رئيس كميسيون اصل نود مجلس ششم در گفتگو با "روز" از ابعاد "فاجعه" درگذشت يك زنداني سياسي در اثر اعتصاب غذا سخن گفتند. در حالي كه عضو كانون مدافعان حقوق بشر ايران از تشكيل "نشست فوق العاده" در اين كانون براي رسيدگي به واقعه خبر مي دهد، علي بنايي مخبر كميسيون اصل نود قانون اساسي مجلس هفتم اسلامي از اين واقعه اظهار بي اطلاعي كامل مي کند و ديگر همكار او در اين كميسيون، قيصر صالحي نيز در گفتگو با "روز"، ضمن اظهار بي اطلاعي، از انتشار "خروجي هاي خوب كميسيون اصل نود" در هفته هاي آتي مي گويد.

محمد شريف: تشكيل نشست فوق العاده
آقاي شريف، تسليت مي گويم. شما از منظر يك فعال "حقوق بشر" چطور به اين فاجعه نگاه مي كنيد؟من هم به همه تسليت مي گويم. من اين خبر را من از طريق همسر يكي از موكلانم شنيدم. به طور كلي مسئولين زندان موظف به نگهداري از زنداني، از حيث سلامتي جاني وي به شمار مي روند. مسئولين زندان موظفند در مواردي كه بيم خودكشي از سوي زنداني مي رود، كليه وسايلي را كه ممكن است به زنداني در انجام خودكشي كمك برساند از وي دور كنند. كمااينكه حين ورود به زندان وسايلي از قبيل بند كفش و غيره هم بايد از زنداني گرفته شود.
البته اينجا كه پاي خودكشي در ميان نبوده....بله، ولي من مثلا وضعيت هايي را شاهد بوده ام كه زنداني را گرفته و بعد گفته اند خودكشي كرده است. بعد هم ادعا كرده اند ما مسئول نيستيم. منظور من اين مساله بود. مدتي پيش چنين حادثه اي در يكي از شهرهاي كردستان روي داد كه گفتند زنداني با شال خودش خودكشي كرده است. بنده گفتم شما موظف بوديد شالش را از او بگيريد و علي الاظاهر گرفتيد، شالي پيش او نبوده است كه خودكشي كند!
و زماني كه زنداني در اعتراض به شرايط بازداشت و حكم خود در اعتصاب غذا به سر مي برد، شرايط به چه شكل است؟در صورتي كه زنداني در اعتراض به امري كه طبق آيين نامه داخلي زندان حق اوست معترض باشد و اين اعتراض را از طريق اعتصاب غذا اعلام نمايد، مسئولين زندان، موظف هستند موجبات توسل به اين امر را از بين ببرند و وسايلي فراهم كنند كه زنداني از اعتصاب غذا دست بكشد.
خب الان واقعا از منظر حقوقي چه نهادي بايد پاسخگوي مرگ يك زنداني سياسي در اثر اعتصاب غذا باشد؟بر اين اساس به نظر بنده مسئولين زندان بايد پاسخگوي مرگ يك زنداني باشند. اين قضيه، زماني كه در مورد يك زنداني سياسي اتفاق مي افتد از اهميت زائد الوصفي برخوردار است. چون زنداني سياسي يك عنصر ضد اجتماعي شمرده نمي شود، بلكه وجدان عمومي جامعه بين المللي به زنداني سياسي به عنوان يك مصلح اجتماعي توجه دارد. بنابراين مرگ يك زنداني سياسي به هر ترتيبي اعم از توسل به اعتصاب غذا، نيازمند دادن پاسخ قانع كننده از سوي مقامات زندان است.
اين قضيه، مرگ زنداني سياسي بر اثر اعتصاب غذا در جهان هم سابقه داشته.... بابي ساندز و....بله، اگر به سابقه قضيه نگاه كنيم، مرگ بابي ساندز، زنداني عضو ارتش آزاديبخش ايرلند در دوران حكومت مارگارت تاچر وجدان عمومي جامعه بين المللي را به شدت آزرده نمود. اين وضعيت اكنون در كشور ما هم بازتاب بسيار غم انگيزي را به دنبال داشته است.
چه مي توان گفت آقاي شريف؟من بسيار متاسفم.[ فكر مي كند و سكوت] متاسفم. به شدت متاسفم كه شاهد وقوع چنين اتفاقي در كشورمان هستيم.
فعالين حقوق بشر چقدر امكان استفاده از اين فاجعه در به راه انداختن يك كمپين سراسري براي جلوگيري از تكرار آن را دارند؟ مشخصا كاري كه كانون مدافعان حقوق بشر ايران مي تواند انجام دهد، چيست؟البته من از استفاده از واژه "استفاده" پرهيز مي كنم. كانون مدافعان حقوق بشر موظف است در رابطه با فوت يك زنداني سياسي در اثر اعتصاب غذا به وظايفي كه منشور حقوق بشر بر عهده اش گذاشته است عمل كند و اميدوارم كه با برگزاري يك نشست فوق العاده در اين مورد تصميم گيري صورت بگيرد.

حسين انصاري راد: فزوني موارد نقض قانون
آقاي انصاري راد، تسليت مي گويم. به ما بگوييد در دوران رياست كميسيون اصل نود، تا چه حد در جريان پرونده زنده ياد اكبر محمدي قرار داشتيد؟ من هم به شما و ملت ايران تسليت مي گويم. البته من اكنون جزئيات پرونده ايشان و اتهاماتشان را خوب به خاطر ندارم. اينكه آيا اين اتهامات پايه درستي داشت؟ اساسي بود؟ اما به هر صورت وقتي يك زنداني اعتصاب غذا مي كند و اين کار منجر به فوت او مي شود، بايد ديد آيا مسئولين زندان به او رسيدگي كافي را كرده اند؟ اصل موضوع واقعا مايه تاسف و رنج است. من به طور عام و كلي هر گونه بازداشت و زنداني كردن افراد را به خاطر ابراز عقايد سياسي و بيان نقد و اعتراض به اداره كشور نادرست مي دانم.
زماني كه شما رياست كميسيون اصل نود قانون اساسي مجلس را بر عهده داشتيد، خيلي از اين پرونده ها در كميسيون مطرح بود، واقعا چقدر از اين پرونده ها مسير قانوني رسيدگي، دادرسي و صدور حكم را طي مي كردند؟تا آنجا كه من در جريان بازداشت هاي گذشته، كه پرونده هاي آنها در كميسيون اصل نود مطرح بود، قرار داشتم در خيلي از جاها بنده، مي نوشتم و نوشتم و بصورت علني توسط كميسيون گزارش داده مي شد يا در مصاحبه ها مطرح مي شد، اما در اغلب موارد مقررات و قوانين رعايت نمي شد.
اصلا اتهاماتي كه به افراد وارد مي شد به آن شكل قابل پيگرد و تعقيب بود؟اتهامات، اتهامات قابل پيگرد و تعقيبي نبودند. شرايط زندان، شرايط محاكمه و رسيدگي در چهارچوب آئين نامه هاي قانوني انجام نمي گرفت؛ و در هر صورت همانطور كه در گزارش هاي رسمي و علني كميسيون اصل نود منعكس است، موارد نقض قانون بسيار زياد بود.
در دوران مجلس ششم به هر حال حساسيت ها روي برخي نمايندگان و فعاليت هايشان خيلي زياد بود. شما، آقاي مهندس موسوي خوييني كه امروز در زندان هستند و... آقاي انصاري، حالا كه از آن روزگار گذشته، خود شما در كميسيون اصل نود چقدر خط قرمزها را لحاظ مي كرديد؟ منظور اين است كه چقدر محافظه كار بوديد؟بنده در آنجا تقريبا محافظه كاري نمي كردم.
واقعا؟بله، بسيار نادر. اين هم فقط به خاطر تعطيل نشدن كار كميسيون اصل نود بود كه گاهي من به اين مساله اشاره مي كردم. ما آنجا محافظه كاري نمي كرديم، آنچه را كه به نظر ما نقض قانون مي آمد مطرح مي كرديم و اين در قالب گزارش ها و مصاحبه هاي علني با افكار عمومي در ميان گذاشته مي شد.
روند حركتاين كميسيون را در مجلس هفتم چطور مي بينيد؟اجازه بدهيد من درباره كميسيون اصل نود مجلس هفتم اظهار نظري نكنم.
چرا؟چون شما روزنامه نگاران خودتان بهتر از من مي دانيد آنجا چه مي كنند! اين امري است كه شما مي توانيد از خود اعضاي كميسيون اصل نود بپرسيد كه آيا شما شكاياتي از فعالان سياسي داريد؟ از زندانيان سياسي و عقيدتي؟ چگونه رسيدگي مي كنيد و درباره آنها چگونه تصميم مي گيريد.




براي پي گيري علت مرگ اکبر محمدي
نامه گنجي به عفو بين الملل و نوآم چامسکي
اکبر گنجي ناراضي سرشناس ايراني در نامه اي به دبيرکل عفو بين الملل و پروفسور نوآم چامسکي ضمن اعلام نگراني خود نسبت به جان زندانيان سياسي ايران خواستار آن شد که پزشگان مستقل بين المللي براي کشف حقيقت علت مرگ اکبر محمدي دانشجوي ايراني به تهران اعزام شوند.
در نامه گنجي به چامسکي آمده است:
جناب پروفسور جامسکي
خبر کوتاه اما فاجعه بار بود. اکبر محمدي از دانشجوياني که در تير ماه 78 13بازداشت شد پس از يک دوره اعتصاب غذا به دليل نامعلوم در زندان اوين درگذشت. او بيمار و زنداني بود. زنداني رژيمي که او را به دليل عقايدش زندان کرده بود. او در کشوري مي زيست که مرگ هزينه آزاد زيستن و آزاد فکر کردن است.
پس از قتل خانم زهرا کاظمي در زندان اوين نظام جمهوري اسلامي ايران با ترفند هاي مختلف مانع از بازديد پزشگان مستقل از جنازه وي شد. و حتي اجازه نداد تا جنازه وي را به مکاني که فرزندش مي خواست منتقل کنند اينک نيز معلوم نيست با جنازه اکبر محمدي چه مي کنند. خبرها بسيار متفاوت و متناقص است.
در عين حال همان گونه که بارها جنبش تحول دموکراتيک ايران تاکيد کرده است خواستار آزادي بي قيد و شرط کليه زندانيان سياسي عقيدتي هستيم يعني آن ها که به خاطر عقايدشان و نظرات دگرانديشانه شان در بند و اسيرند.
از جنابعالي به عنوان يک انسان آزاديخواه درخواست مي نمايم تا از نفوذ خود استفاده کرده و پزشگان براي حقوق بشر را راهي ايران نمائيد تا پس از معاينه کامل جنازه گزارشي واقعي از آن چه اتفاق افتاده در اختيار افکارعمومي جهانيان قرار گيرد.
اکبر گنجي 31 جولاي
2006








اکبر را کشتند
-------------
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر : اکبر محمدي دانشجويي زنداني در سال 78 بازداشت گرديد و دربازداشتگاه توحيد بدترين شکنجه هاي جسمي و روحي را تحمل کرد و از همين بود که به اسطوره مقاومت شناخته شد و پس از آن به دليل همين شکنجه ها از ناحيه ي کمر دچار بيماري حاد گرديد به طوري که پزشکان در داخل کشور احتمال بهدودي وي را مردود دانستند.پس از اينکه با گذراندن چند سال حبس، پزشکي قانوني اعلام کرد که اکبر محمدي توانايي ادامه حبس در زندان را ندارد و ميبايست از زندان آزاد شود. اکبر محمدي به مرخصي نامحدود استعلاجي فرستاده شد اما علي رغم آگاهي مسئولين بر وضعيت جسماني اکبر محمدي که خود عاملين آن بودند، حدود 2 ماه پيش او را در منزلش در آمل بازداشت کردند و در کمال ناباوري به زندان بازگرادند. اکنون بايد سران رژيم پاسخ دهند که چه کسي مسئول بازگرداندن وي به زندان است؟پس از آن اکبر محمدي با نوشتن نامه اي به رئيس زندان خواهان آزادي خود شد و اعلام کرد در صورت عدم توجه به خواسته هايش دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولين زندان نيز بي توجه به وضعيت او تنها به تهديش بسنده کردند که اگر اعتصاب کند به سلول انفرادي منتقل خواهد شد. و اکبر محمدي از روز 1 مرداد ناچار دست به اعتصاب غذا زد.هنگامي که پس از 5 روز دچار تشنج گرديد و به بهداري منتقل شد در آنجا نيز به دستور رئيس زندان او را به تخت با غل و زنجير بستند و در هنگام بازديد نمايندگان حکومت از زندان ، دهان او را نيز چسب زدند تا صدايي از او به گوش کسي نرسد. و در حالي که گفته ميشد اکبر، شب گذشته دچار سکته خفيف قلبي شده بود او را به بند 350 بازگردادند، در شرايطي که از ناحيه قلب به شدت احساس ناراحتي ميکرد. و بالاخره جسم بيمار او بيش از اين تاب نياورد و شب گذشته در بند 350 زندان اوين، محلي که 7 سال از عمرش را تنها به خاطر آزاديخواهي در آن سپري کرده بود، دچار ايست قلبي شد و درگذشت.ما زندانيان سياسي و همبندان وي در نهايت اندوه، اين ضايعه را به خانواده اکبر محمدي و به خصوص به همرزممان منوچهر محمدي تسليت ميگوييم و اعلام ميکنيم اگر چه اکبر محمدي پس از 7 سال ديشب درگذشت، اما او جاودانه شد و کساني که عامل بازگشت اکبر محمدي به زندان بودند اکنون بايد پاسخگو باشند.و همچنين تاکيد ميکنيم ، اکبر وصيت کرده بود در عزاي او لباس سياه نپوشيد و عزاداري نکنيد، ما نيز توصيه ميکنيم در عزي اکبر شمعي روشن کنيد.و خطاب به مجامع حقوق بشر اعلام ميکيم که پيش از اين با نوشتن نامه اي در مورد وضعيت نابسامان اکبر محمد هشدار داه بوديم، و گفتيم که اگر به وضعيت او رسيدگي نشود ، زهرا کاظمي ديگري خواهد بود اما دريغ که هيچ ارگان و يا نهادي در اين رابطه اقدامي نکرد و فاجعه اتفاق افتاد.
اسامي زندانيان سياسي:
1. حشمت ا... طبرزدي
2. دکتر ناصر زرافشان
3. بيناداراب زند
4. احمد باطبي
5. بهروز جاويد تهراني
6. محمدرضا خوانساري
7. مهرداد لهراسبي
8. ارژنگ داوودي
9. خالد هرداني
10. امير حشمت ساران
11. ولي ا... فيض مهدوي
12. اسد شقاقي
13. خليل شالچي
14. افشين باايماني
15. سيامک پورزند
16. هاشم شاهين نيا
17. شاهين آريا نژاد
18. شهرام پور منصوري
19. جعفر اقدامي
20. محمدرضا رجبي
21. حيدرقلي سلطاني
22. محمد نيکبخت
23. ناصر خيراللهي
24. ابراهيم مؤمني
25. حجت بختياري












گردهمايي ادر عتراض به نقض حقوق بشر و فوت مشکوک اکبر محمدي در محل سازمان دانش آموختگان برگزار ميشود
ادوارنيوز: در پي درگذشت اکبر محمدي دانشجوي زنداني در زندان اوين به دليل اعتصاب غذا ، فردا 4شنبه گردهمايي اعتراض آميزي در اعتراض به نقض حقوق بشر و زير پا گذاشته شدن بديهي ترين حقوق زندانيان سياسي در محل سازمان دانش آموخگان و با حضور فعالان تحولخواه و دانشجويان ايران برگزار خواهد شد . اين برنامه به دعوت شوراي مرکزي سازمان دانش اموختگان و شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و از ساعت 6 الي 8 بعد از ظهر انجام خواهد گرديد. محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت نيز با تاييد اين خبر به خبرنگار ادوارنيوز گفت: انجمنهاي عضو دفتر تحکيم وحدت فردا در اعتراض به نقض حقوق بشر و فوت مشکوک اکبر محمدي در زندان اوين در گردهمايي اعتراضي در دفتر ادوار تحکيم حضور خواهند داشت.آدرس سازمان دانش آموختگان: تهران- خيابان خواجه نصير – نرسيده به ميدان عشرت آباد پلاک 201- طبقه سوم





سخنان دکتر ناصر زرافشان ، درمراسم ياد بود " اکبر محمدي" درزندان اوين
پاي اگرفرسودم وجان کاستم آنچنان مي خواستم که خود خواستم
آنقدرازخواهش دل سوختم تاچنين بي خواهشي آموختم
امروز براي گرامي داشت ياد هم بند مان "اکبرمحمدي" گردآمده ايم .هم بند بي آلايش وصبور ما، چه کسي تاديروز ساعتي پيش ازاين مي توانست باورکند که مافردا براي بزرگداشت خاطره اکبر گرد هم خواهيم آمد. .اوچنان نامنتظروچنان شتابان ازميان ما رفت که حتي فرصت هضم وباورکردن فاجعه راهم نداشتيم . بنابراين برآنچه اکبر خود، پس ازانتقال مجدد به بند به من گفت شنبه اودربيمارستان يک نوبت دچارحمله قلبي شده بود وپزشک کشيک آن شب کاملا متوجه مشکل قلبي شده وحتي به خود اواعلام کرده است که يک حمله قلبي داشتي وخوشبختانه آنرا رد کردي. قاعده معمول اين است که وقتي کسي دچار اين نوع حملات قلبي مي شود ، حتي اگر دربيمارستان باشد اورا به بخش مراقبتهاي ويژه منتقل مي کنند تا خطر رفع شود وپس ازرفع خطر به بخش بازمي گردانند . سوال اين است که چرا وبه تصميم چه کساني " اکبر محمدي" ودرواقع نيمه جان اورا فرداي آن شب يعني يکشنبه ( روزمرگش) به بند فرستاده اند؟ آيا کدام عقل سليمي مي پذيرد بيماري راکه دربهداري دچار حمله قلبي ميشود با علم به حمله قلبي ازآنجا به بهانه بيمارستان به بند بفرستند ظاهرا برخي خبرگذاريها اعلام کرده اند اوبنا به درخواست خود به بند منتقل شده است اين موضوع ازبيخ وبن دروغ است. بنابراين اطلاعاتي که به ما رسيده است شنبه شب پس ازحمله قلبي رئيس بهداري اوين ضمن تماس با حراست اعلام داشته است "اکبرمحمدي" دچار حمله قلبي است ونه دارو قبول مي کند ونه سرم . اگر با خواسته اوموافقت نمي کنيد با اين شرايط کاري ازما ساخته نيست.وخطر مرگ دارد وحراست ومسئولين زندان علي رغم اين هشدار اورا به بند انتقال دادند. "اکبرمحمدي" خود دربيانيه اي که براي اعلام اعتصاب غذاي خود منتشر ساخته صراحتا اعلام کرده است ، چون براي احقاق حقوق خود وساير زندانيان وسيله ديگري جز جان خويش دراختيار ندارد به اين طريق مي خواهد توجه عموم رابه وضع فاجعه بارخويش وساير زندانيان جلب کند وپيشاپيش کساني را مسئول مرگ خويش معرفي کرده است که ازروي تعصبات کور وهوس انتقام جويانه ولحظه اي خويش با تماسهاي چند دقيقه اي که نام آن را دادرسي مي گذارند بهترين سالهاي عمر فرزندان اين کشور را درزندانها به تباهي مي کشانند .








جزئيات درگذشت اکبر محمدي در زندان
رئيس حراست زندان اوين : اکبر محمدي را به بند منتقل کنيد تا همانجا بميرد
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر : اکبر محمدي در روز پنجم اعتصاي غذا به دليل تشنج به بهداري زندان اوين منتقل شد، پزشکان بهداري با مشاهده وضعيت جسماني اکبر محمدي وي را در بهداري بستري کرده اما اکبر از دريافت سرم خودداري ميکند.شنبه شب دکتر موحدي رئيس درمانگاه اوين با حضور در بهداري از اکبر محمدي درخواست ميکند که به اعتصاب خود پايان دهد و به او اعلام ميکند " که تو يک انفکتوس داشته اي اما آن را رد کردي" ، اکبر محمدي ضمن مخالفت با درخواست رئيس درمانگاه بر خواسته هايش پايفشاري ميکند و خواهان اين ميشود که مسئولين قضايي به مطالباتش رسيدگي کنند.دکتر موحدي سپس در تماس با رئيس حراست زندان اوين با برشمردن وضعيت اکبر محمدي به آنها هشدار ميدهد که وي به دليل اينکه حاضر به دريافت سرم نيست، و از روز شنبه از خوردن آب نيز امتناع ميکند، تا چند روز ديگر فوت خواهد کرد و از حراست ميخواهد که وضعيت او را روشن کنند.رئيس حراست نيز به دکتر موحدي دستور ميدهد " اکبر محمدي را به بند منتقل کنيد تا همانجا بميرد"روز يکشنبه همزمان با حضور نمايندگان مجلس در زندان اوين و بازديد آنها از زندان، مامورين حراست دست و پاي اکبر محمدي که پي در پي شعار ميداده است ،به تخت بسته و به دهان او نيز چسب ميزنند. پس از رفتن نمايندگان، يکي از معاونين زندان به همراه حاج کاظم رئيس زندان اوين به بهداري ميرود و از اکبر محمدي درخواست ميکند که اعتصابش را بشکند و زماني که با مقاومت محمدي روبرو ميشود، خطاب به ديگران ميگويد" او را به بند ببريد تا مثل سگ جون بکند" اکبر محمدي بعد ازظهر روز يکشنبه در حالي به بند 350 بازگردانده شد که به دليل عدم رسيدگي مسئولين بهداري؛ و ناتواني خودش، تمامي لبسهاي او کثيف شده بود!يکشنبه شب، همبنديان اکبر محمدي او را به حمام برده و در حالي که مشغول شستشوي وي بودند، صورت او کبود شده و دندانهايش قفل ميکند که به دليل نبود آمبولانس در مقابل بند، زندانيان او را با برانکارد به بهداري منتقل ميکنند.اما در بين راه اکبر محمدي جان فدا ميکند. در بهداري اوين نيز شوکهاي وارده به او بي ثمر بوده، و مسئولين زندان با بيرون کردن همبنديان وي از بهداري براي جلوگيري از انتشار خبر تمامي تلفنهاي زندان را به صورت هماهنگ قطع ميکنند.حال اين سوال مطرح است که کسي که شنبه شب به شهادت رئيس بهداري زندان اوين ، يک سکته خفيف قلبي داشته است چرا به جاي انتقال به بخش مراقبتهاي ويژه در بيمارستان به بندي فرستاده شده که حتي يک آسپرين در آن وجود ندارد؟و نکته ديگر آنکه انتقال وي به بند 350 که به دستور رئيس زندان صورت گرفته ، با هماهنگي دادستاني بوده است، بنا براين، سخنان سهراب سليماني مديرکل زندانهاي استان تهران و کريمي راد سخنگوي قوه قضائيه مبني بر رسيدگي مرتب به وضعيت اکبر محمدي دروغي بزرگ است.بر اساس تمامي شواهد موجود در مرگ اکبر محمدي ، عمدي در کار بوده و حاکميت بايد پاسخگوي آن باشد...







نسرين محمدي: اکبر محمدي را در زندان کشته اند
پدر و مار اکبر محمدي که در پي اعتصاب غذا در زندان به مرگي مشکوک درگذشت ترکيه را به مقصد ايران ترک کردند تا جنازه فرزند خود را تحويل بگيرند. نسرين محمدي خواهر اکبر محمدي که پدرومادرش را در فرودگاه بدرقه کرد، مي گويد بنا به خبرهاي رسيده از داخل زندان برادر او را کشته اند. خانم محمدي در مصاحبه با راديو فردا در حاليکه بشدت گريه مي کند، مي گويد: اکبر در بهداري زندان اوين دست وپايش را دو روز با زنجير به تخت بستند. از اکبر خواسته بودند که اعتصاب غذايش را بشکند، کتکش زدند، فحش دادند. اکبر اعتصابش را نشکست. زير شکنجه گفت زنده باد ايران. مرگ بر استبداد. زنده باد مردم ايران. بخاطر اين قاضي مرتضوي جلاد و عباسي آمدند بالاي سرش و سم را ريختند توي دهنش. بدن نيمه جانش را آوردند به بند زندانيان سياسي. اکبر يک ربع بعد از اينکه آوردند داخل بند، نيمه جان بود. مرد. همه تلفنها را قطع کرده بودند که خبر درز نکند. اکبر که رفت نمي توانيم برويم سرقبرش و آخرين بار ببوسيم. هيچکدام نمي توانيم بغلش بگيريم براي آخرين بار. پدر و مادرم هشت سال زجر کشيدند. حالا چي. امروز چي؟




مراسم بزرگداشت اکبر محمدي توسط زندانيان سياسي گوهردشت
فعالان حقوق بشر در ايران : بنا بر گزارشات رسيده از زندان گوهر دشت کرج عده اي از زندانيان سياسي اين زندان در يک اقدام مشترک بعد از شنيدن خبر درگذشت اکبر محمدي در زندان اوين در ساعت 10 صبح با خواندن سرود اي ايران ياد و خاطره اکبر محمدي را گرامي داشتند . بعد از اتمام سرود زندانيان به صورت دستجمعي شعار مرگ بر استبداد ، زنده باد آزادي ، درود بر محمدي ، درود برحجت زماني و همچنين به روان پاک تمام زندانيان در سالهاي گذشته درود فرستادند . اين عمل که توسط آقايان جعفر اقدامي ، بهروز جاويد تهراني ، امير حشمت ساران ، مهرداد لهراسبي ، ولي الله فيض مهدوي و عليرضا کرمي خير آبادي انجام گرفت به مدت يک ساعت به طول انجاميد در طي اين اعتراض مامورين زندان ابتدا هيچ واکنشي نشان ندادند و پس از گذشت يک ساعت با دخالت مامورين ، زندانيان را به سلول هاي خود هدايت کردند . لازم به ذکر است در پي بزرگداشت اکبر محمدي در روز پنج شنبه در زندان گوهر دشت مراسم يادبودي از سوي زندانيان اين زندان برگزار خواهد شد .



درخواست فدراسيون بين المللي حقوق بشر: تحقيق در مورد چگونگي مرگ اکبر محمدي
پاريس- براساس اطلاعات رسيده از سازمان ايراني "جامعه دفاع از حقوق بشر"، بدين وسيله فدراسيون بين المللي حقوق بشر اندوه و تأسف عميق خود را درخصوص مرگ آقاي اکبر محمدي، يکي از فعالان جنبش دانشجويي، که مورخ 31 ژوئيه 2006 در زندان اوين اتفاق افتاد، اعلام مي دارد. درحقيقت، آقاي محمدي امروز صبح به دليل اعتصاب غذايي که هفته گذشته جهت اعتراض به بازداشت خود آغاز کرده بود درگذشت. وي به همراه ديگر فعالان جنبش دانشجويي در ماه ژوئيه 1999، زماني که نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران حمله کردند، دستگير و بازداشت شد. در آن سال، دانشجويان به دليل افزايش بيش از حد محدوديت هايي که توسط مسؤولين و دست اندرکاران جمهوري اسلامي در مورد آزادي بيان وضع شده بود، دست به اعتراضات گسترده اي زدند.در ماه سپتامبر 1999، آقاي محمدي توسط دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم گرديد، ولي محکوميت وي در ماه آوريل 2001، به لطف تلاش هاي جامعه بين الملل و جامعه مدني کشور به 15 سال حبس تقليل يافت. براساس گزارشات به دست آمده، وي در مدت حبس خود به طور دائم مورد بدرفتاري [زدن ضرباتي با شلاق و پا، به حدي که از هوش مي رفته] و فشارهاي رواني قرار گرفته است. آقاي محمدي قبل از مرگ، از مشکلات جسماني بسياري رنج مي کشيده که تماماً به دليل انجام اعمال خشونت بار بر او بوده است.فدراسيون بين المللي حقوق بشر نهايت نگراني خود را درخصوص عدم وجود هيچ گونه مراقبت ويژه پزشکي و همچنين شرايطي که موجب مرگ آقاي محمدي شده است، اعلام مي دارد. اين فدراسيون همچنين خاطرنشان مي سازد که هنوز فعالان بسياري در زندان هاي جمهوري اسلامي محبوس هستند که تحت شرايط بسيار جابرانه اي زندگي مي کنند. و اين درحالي است که وجود چنين شرايطي صرفاً به دليل فعاليت و تلاش هاي آنها در زمينه دموکراسي مي باشد.از اين رو، فدراسيون از مقامات جمهوري اسلامي قاطعانه مي خواهد که رسيدگي هاي مستقل و بيطرفي را درخصوص چگونگي مرگ آقاي محمدي آغاز کنند. اين فدراسيون بار ديگر از مسؤولين ايران مي خواهد تا نسبت به تعهدات بين المللي خود در زمينه حقوق بشر، به ويژه مفاد ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني که ايران نيز عضو آن است، پايبند باشند و اصول اين گونه تعهدات را رعايت نمايند.منبع: فدراسيون بين المللي حقوق بشر، 31 ژوئيه 2006





علت فوت اکبر محمدي يک ماه ديگر اعلام مي‌‏شود
مديرکل روابط عمومي سازمان پزشکي قانوني کشور گفت: جسد اکبر محمدي پس از کالبدشکافي به خانواده‌‏اش تحويل داده شد.ميرهادي، مديرکل روابط عمومي سازمان پزشکي قانوني کشور در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: جسد اکبر محمدي که در حادثه کوي دانشگاه سال ?? دستگير شده بود و روز يک‌‏شنبه در زندان اوين درگذشت، پس از کالبدشکافي به خانواده‌‏اش تحويل داده شد.وي افزود: کالبدشکافي و انجام آزمايشات براي بررسي علت فوق اکبر محمدي تمام و جسد وي به خانواده‌‏اش تحويل داده شده است.به گفته ميرهادي نتايج آزمايشات و علت فوت يک ماه ديگر اعلام خواهد شد.